من مىگويم :
اين روايت را نيز ، سيد سعيد ( ره ) از تفسيرهاى ثعلبى و نقاش ، نقل مىنمايد .
استدلال به اين آيه از دو جهت صورت پذير است :
1 - خداى سبحان ، اين آيهء قرآن را در مورد صبر على و تسليم او در برابر امر خداى متعال نازل فرمود و درود فراوان و رحمت خويش را براى او قرار داد . پر واضح است كه ياد كردن از على ( ع ) در ميان جمع فراوان صبر پيشگانى كه * ( « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » ) * مىگويند : حاكى از تفاوت صبر و تسليم او با ديگران است و اين صبر و تسليم نشانگر كمال ذاتى و فضيلت او بر ديگران است . لهذا مىتوان نتيجه گرفت كه او امام است .
2 - با آنكه آيه صرفا در مورد هدايت يافتن على ( ع ) مىباشد ولى مع الوصف در آيه تعبير جمع ( اولئك هم المهتدون ) آورده شده كه دلالت بر اين حقيقت مىكند كه هدايت يافتن ديگران در مقايسه با هدايت يافتن على ( ع ) ، هدايت محسوب نمىشود . اين نكته يكى از بزرگترين دلايل عظمت آن حضرت و مقام رفيع وى در نزد خداى سبحان مىباشد . همچنين نشانگر آن است كه على ( ع ) بيشتر از ديگر افراد اين امت از هدايت برخوردار مىباشد . از اين رو ، امامت اختصاص به او دارد .
هيچ آيه اى در قرآن نيست مگر اينكه على ( ع ) در رأس آن قرار دارد .
مصنّف - طاب ثراه - مىگويد :
در مسند احمد روايت شده است كه ابن عباس گفت :
در قرآن آيه اى وجود ندارد كه على ( ع ) در رأس آن نبوده و قائد و امير و شريف آن نباشد . خداوند ياران محمّد ( ص ) را عتاب مىفرمايد امّا از على تنها به نيكى ياد مىكند .
باز هم از ابن عباس روايت شده كه در مورد هيچ يك از اصحاب محمّد ( ص ) به اندازهء على ( ع ) آيه نازل نشده و از مجاهد نقل است كه هفتاد آيه در مورد على ( ع ) نازل