با اين حال ، در اخبار ما از پيشوايمان حضرت باقر ( ع ) حديثى نقل شده است كه به طور واضحترى مقصود را بيان مىكند و به معناى آيه نزديكتر است . حاصل حديث چنين است : « كمشكاة » سينهء پيامبر ( ص ) است و مصباح ، نور علم اوست و * ( « زُجاجَةٍ » ) * سينهء امير المؤمنين ( ع ) است كه از « شجرهء مباركه » يعنى نور علم پيامبر روشن مىگردد . زيرا علم او به على منتقل گرديده است و آن علم نه شرقى است و نه غربى ، نه يهودى است و نه نصرانى . * ( « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْه نارٌ » ) * يعنى عالم خاندان محمّد ( ص ) نزديك است كه پيش از سؤال كردن سخن بگويد . * ( « نُورٌ عَلى نُورٍ » ) * يعنى پس از هر امامى كه برخوردار از نور علم و حكمت است امام ديگرى با همين اوصاف از خاندان رسول اكرم ( ص ) مىآيد .
آيهء * ( « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ »
مصنّف - طاب ثراه - مىگويد :
هفتاد و نهم : آيهء شريفهء * ( « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ الله كانَ بِكُمْ رَحِيماً » ) * ( 1 ) است .
ابن عباس مىگويد : اهل بيت پيامبرتان را نكشيد .
فضل مىگويد :
اين مطلب در تفاسير اهل سنت ديده نمىشود . آيا نكشتن اهل بيت پيامبر ( ص ) هم نيازمند به ارائهء نص مىباشد ؟ در حالى كه وى در صدد اقامهء دليل براى اثبات امامت اهل بيت است ، آيه اى را از قرآن مورد استدلال قرار مىدهد كه در مورد عدم جواز كشتن اهل بيت است . اين هم يكى از عجايبى است كه در سخنان او به چشم مىخورد .
من مىگويم :
استدلال به آيهء فوق از اين نظر است كه كشتن ايشان را توسط مردم مانند آن شمرده است كه مردم ، خودشان را بكشند . زيرا ريشه كن نمودن فتنهها و حفظ جانهاى مردم از راه شرعى آن ، متوقف به وجود ائمه مىباشد . در نتيجه آيهء فوق دليلى بر امامت و
هامش
( 1 ) . نساء / 29 .