مؤيد ديگر رواياتى است كه ميان محبّت على و محبّت خدا و رسول و ميان دشمنى او و دشمنى خدا و رسول ملازمه برقرار نموده است . از جمله روايتى است كه در كنز العمّال از طبرانى و ابن عساكر به نقل از عمار نقل شده است . پيامبر اكرم در اين روايت مىفرمايد :
هر كس او را دوست بدارد مرا دوست دارد و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست دارد و هر كس كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده است و هر كس كه مرا دشمن خود بگيرد خدا را به دشمنى گزيده است .
چگونه مىتوان گفت : مراد از اين تعبيرات بيان امامت او نيست در حالى كه خداى متعال در قرآن كريم محبّت او را واجب فرموده و دشمنى با او را تحريم كرده است و بارها در مورد او آيه نازل نموده و محبّت او را حسنه و دشمنى با او را سيئه ناميده است و در سنّت نبوى نيز اين معنى فراوان وارد شده است ؟
آيهء * ( « فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ »
مصنّف - اجزل اللَّه ثوابه - مىگويد :
پنجاه و نهم : آيهء شريفهء * ( « فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ » ) * ( 1 ) است . مراد از مؤذن ، على ( ع ) است .
فضل مىگويد :
اين روايت در صحاح و تفاسير وجود ندارد و بر فرض صحّت دلالت بر نصّ نمىكند .
من مىگويم :
حديث مذكور را در كشف الغمه از ابن مردويه نقل كرده است و در ينابيع الموده مىگويد : حاكم حسكانى با ذكر سند از محمد بن حنفيه نقل نموده است كه پدرش
هامش
( 1 ) . اعراف / 43 .