آيهء دوّم : * ( « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه خَيْرٌ مِنْها وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * ( 1 ) .
در ينابيع الموده از ابو نعيم و ثعلبى و حموينى در تفسير آيهء دوّم نقل مىكند كه على ( ع ) فرمود : « حسنه ، محبت ما است و سيئه دشمنى با ما » .
شاهد بر صحت اين روايات ، اخبارى است كه در آيهء چهارم و دوازدهم ذكر گرديد .
همانطور كه در آنجا نحوهء دلالت آيه بر امامت امير المؤمنين روشن شد مراجعه كنيد .
مؤيد دلالت اين آيه بر امامت على ( ع ) روايتى است كه حاكم در المستدرك از عمار ذكر نموده و آن را صحيح مىشمارد . ( 2 ) عمار مىگويد :
شنيدم كه رسول خدا ( ص ) به على فرمود : اى على ! خوشا به حال كسى كه تو را دوست دارد و تصديق مىكند و واى به حال كسى كه با تو دشمن است و تو را تكذيب مىنمايد .
زيرا مراد از تكذيب و تصديق ، تصديق و تكذيب امامت يا فضيلتى است كه موجب كسب صلاحيت لازم جهت امامت مىگردد . مؤيد ديگر روايتى است كه در كنز العمال ( 3 ) از طبرانى نقل مىكند كه ابن عباس گفت :
رسول اكرم ( ص ) به على ( ع ) فرمود : بدان ، هر كس كه ترا دوست بدارد غرق در امن و ايمان است و هر كس كه با تو دشمن باشد خدا او را به مرگ جاهليت مىميراند .
صاحب كنز العمال مقدارى بعد از نقل اين روايت ، روايتى شبيه به آن را از ابن عمر نيز نقل مىنمايد . پس مطابق روايت مذكور ، ايمان تنها با اقرار به امامت امام بر حق كامل مىگردد و اين اقرار مستلزم محبت اوست . زيرا همانطور كه در گذشته ذكر شد امامت يكى از اصول دين به شمار مىرود . كما اينكه مردن جاهلى تنها با اخلال در اين اصل است و اخلال معمولا از دشمنى ناشى مىگردد .
هامش
( 1 ) . نحل / 89 .
( 2 ) . ج 3 ، ص 135 .
( 3 ) . ج 6 ، ص 154 .