تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
فضل مىگويد : اگر مراد از سابق ، كسى است كه در اسلام آوردن بر ديگران پيشى دارد ، سلمان چنين نيست . و اگر مراد از سابق كسى است كه در اعمال شايسته بر ديگران سبقت دارد در اين صورت ساير صحابه نيز همين طور بودند . اين روايت صحيح نيست و در تفاسير شيعى نقل شده است . من مىگويم : اين حديث نيز در زمرهء احاديثى است كه در كشف الغمه از ابن مردويه نقل مىنمايد و اشكالى ندارد كه ما معناى اوّل لفظ سابق را برگزينيم . زيرا سلمان قبل از بعثت به خدا و رسول او ايمان داشت و مطابق روايتى كه در مورد اسلام آوردن او وجود دارد قبل از رؤياى خود ، به دنبال شناختن مبعث پيامبر بود . ابن حجر در كتاب الاصابه ضمن بيان شرح حال سلمان مىگويد : وى شنيده بود كه پيامبرى مبعوث خواهد شد . لذا براى يافتن او از شهر و ديار خويش خارج شد و به اسارت درآمد و در مدينه فروخته شد و به بردگى رفت . سيوطى در لباب النقول ذيل آيهء شريفهء : * ( « وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها » ) * ( 1 ) مىگويد : ابن ابى حاتم با ذكر سند از زيد بن اسلم روايت مىكند كه اين آيه در مورد سه نفر نازل شد كه در دوران جاهليت مىگفتند : لا إله الا الله . آن سه تن عبارتند از : زيد بن عمرو بن نفيل ، ابوذر غفارى و سلمان فارسى . واحدى نظير اين روايت را در سبب نزول آيه از ابن زيد نقل مىكند . علاوه بر اين روايات ، روايات فراوان ديگرى وجود دارد كه حاكى از سابقه داشتن اسلام سلمان يا اقرار او به وحدانيت خداست كه اين روايات با اخبارى كه مىگويد : اسلام آوردن او هنگامى بود كه صدقه اى نزد پيامبر ( ص ) آورد اما پيامبر نپذيرفت ، سپس هديه اى آورد و پيامبر پذيرفت ، و سلمان هنگامى كه مهر نبوّت را ديد اسلام آورد ، منافات ندارد . زيرا اين روايت در مورد پيدا كردن شخص پيامبر است نه اينكه ايمان آوردن او مربوط به آن
هامش
( 1 ) . زمر / 17 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 238 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى