تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
آيهء * ( « وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ » مصنّف - أجزل اللَّه ثوابه - مىگويد : پنجاه و دوّم : آيهء شريفهء * ( « وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ » ) * ( 1 ) است . مراد على است . هنگامى كه ولايت او را به ابراهيم عرضه نمودند ، ابراهيم عرض كرد : خدايا او را در نسل من قرار بده و خدا نيز چنين فرمود . فضل مىگويد : مفهوم آيه اين است كه ابراهيم ( ع ) از خدا خواست تا پس از مرگ نام نيكى از او به يادگار بماند ، و مراد از * ( « لِسانَ صِدْقٍ » ) * در آيهء شريفه همين است ، امّا شيعه به اين گونه موارد اهميتى نمىدهند و هر چه را كه مىشنوند ذكر مىكنند و دليلى بر بافته‌هاى دروغين خود ارائه نمىكنند . من مىگويم : اطلاق * ( « لِسانَ صِدْقٍ » ) * بر نام نيك ، تنها از باب كنايه و مجاز صحيح است . لذا بعيد نيست كه اين تعبير به فرزند صالحى كه موجب افتخار و نام جاويد آدمى مىگردد نيز صدق نمايد و ما هيچ دليلى براى معناى اوّل كه فضل گفته است نداريم تا بتوان آن را بر معناى دوّم - يعنى فرزند صالح - ترجيح داد . فخر رازى در يكى از تأويلاتى كه براى اين تعبير نقل كرده است مىگويد : مراد از * ( « لِسانَ صِدْقٍ » ) * بعثت نبى اكرم ( ص ) است . پس نمىتوان اين گونه تفسيرها را مختص شيعه دانست بلكه برخى از گمانهاى قوم - چنان كه فضل در آيهء چهلم ذكر نمود - بسيار فراتر از اين تأويلات است . آيهء فوق بر اساس معناى بيان شده ، از دو طريق بر امامت امير المؤمنين ( ع ) دلالت دارد : 1 - روايت ، تصريح دارد كه ولايت امير المؤمنين ( ع ) به ابراهيم ( ع ) عرضه شد ، و اين امر دليلى ندارد مگر اينكه ولايت او در گذشته و حال مطلوب ذات مقدّس الهى باشد و اين بزرگترين دليل بر فضل و امامت او محسوب مىشود . مؤيد مطلب فوق ، آيه شانزدهم و سى و سوّم است . در آيه شانزدهم : * ( « وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا » ) *
هامش
( 1 ) . شعراء / 84 .