اين حديث نيز از احاديثى است كه صاحب كشف الغمه از ابن مردويه نقل مىكند .
سيوطى نيز اين حديث را از ابن مردويه در لباب النقول فى أسباب النزول نقل كرده و مىگويد : ابن مردويه از ابو رافع با ذكر سند نقل مىنمايد كه رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را همراه با تعدادى از مسلمانان گسيل داشت در ميان راه آنان با فردى اعرابى از قبيله خزاعه روبرو شدند . . . . ( همين طور تا آخر حديث را ذكر مىكند . )
همانطور كه ملاحظه مىكنيد اين ماجرا حاكى از شدت توكَّل امير المؤمنين و ياران او به خداى متعال است و نشانگر بصيرت والاى آنان مىباشد و دلالت بر آن دارد كه ترساندن ايشان موجب گشت تا ايمانشان افزون گردد . لذا خداى متعال آنان را در كتاب خود مىستايد ، و معلوم است كه در ميان آن افراد ، على از همه برتر بوده است بلكه مراد اوست ؛ زيرا آن حضرت رئيس و رهبر آنان بود .
و امّا دنباله حديث ، نمىدانم چگونه نظر فضل را تأييد مىكند بدون آنكه على و ياران او را مراد از آيه معرّفى كند . در حالى كه حديثى كه فضل نقل نموده براى ما حجّت نيست تا بتوان آن را با حديث ابن مردويه در تعارض دانست .
آيهء * ( « وَكَفَى الله الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ »
مصنّف - قدّس سرّه - مىگويد :
پنجاه و يكم : آيهء شريفهء * ( « وَكَفَى الله الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ » ) * ( 1 ) است .
در قرائت ابن مسعود به دنبال آيه آمده است : بعلى بن ابى طالب . يعنى خداى تعالى در جنگ به وسيلهء على بن ابى طالب مؤمنين را كفايت مىكند .
فضل مىگويد :
اين قرائت از قرائتهاى متواتر محسوب نمىشود و شيعه آن را از قرائتهاى نادر و اندك مىشمارد . مع الوصف اگر صحيح باشد بر فضيلت على دلالت دارد نه بر امامت او پس از پيامبر .
هامش
( 1 ) . احزاب / 25 .