تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
مراد از آيه فوق على است . فضل مىگويد : اين مطلب در تفاسير شيعه وجود دارد و در تفاسير اهل سنت ديده نمىشود و بر فرض صحت ، تنها دلالت بر علم على به كتاب دارد نه بر وجود نصى بر امامت او چنان كه مورد ادّعاست . من مىگويم : تعداد اندكى از كتب اهل سنّت در دسترس قرار دارد . امّا بدون ترديد آنچه را كه علَّامه ذكر مىكند در برخى از كتب آنها موجود است و انكار فضل نيز هيچ اعتبار و ارزشى ندارد . زيرا با اطلاع محدود ما ، تا كنون موارد متعددى را كه او انكار نموده در كتابهايشان نشان داده‌ايم . نزول آياتى شبيه به اين آيه در مورد على يا آياتى كه لازمهء معناى آن ، امامت على است ، مراد بودن على ( ع ) را از اين آيه تأييد مىكند . مانند آياتى كه صداقت على را تصديق مىكرد و او را داراى علم الكتاب ، وارث كتاب و برگزيدهء خدا معرفى مىنمود . حال كه روشن شد مراد از كسى كه مىداند آنچه بر رسول خدا نازل شده حق مىباشد ، على است ؛ بايد توجّه داشت كه علم او به حقانيت آنچه بر رسول خدا ( ص ) نازل شده علمى است كه آميخته به شك و اوهام نمىباشد . زيرا تنها چنين علمى است كه مىتوان آن را موجب امتياز دارندهء آن شمرد و به دليل دارا بودن چنين علمى او را ستود . و شكى نيست كه هر كس به حقانيّت شريعت بيشتر يقين داشته باشد ، بيش از ديگران به اداره و حفظ آن سزاوارتر است . همچنانكه بدون ترديد ، هر كس كه از لحاظ درجهء يقين هم سطح او نيست از نظر عقل و فضيلت از او پايينتر قرار دارد . و لذا خداى تعالى چنين افرادى را اعمى ( كور ) مىشمارد : * ( « أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الأَلْبابِ » . ) * ( 1 ) در گذشته بيان شد كه با وجود شخص فاضل ، امامت شخص مفضول ، صحيح نمىباشد ، بلكه امامت كسى كه به نحوى اعمى شمرده شود صحيح نمىباشد و لفظ اعمى ، اعم از كسى است كه يقين ندارد يا يقين او كامل نيست . كسى كه يقين او ناقص
هامش
( 1 ) . رعد / 19 .