عمق آشنايى او با كتاب خدا دلالت دارد نه بر نص لازم در مسئلهء امامت .
من مىگويم :
در آيهء بيست و هفتم آمد كه مراد از * ( « مَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ » ) * على است ، لذا بايد مراد از وارث كتاب و برگزيدهء خدا هم او باشد ؛ زيرا كلمهء كتاب در هر دو آيه به معناى قرآن است ، آيه اى كه قبل از آيهء مذكور قرار دارد نيز دال بر همين مطلب است : * ( « وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ » ) * تكرار اسم معرّف به الف و لام ، افادهء وحدت مىكند .
احاديث مستفيضى كه حاكى از همراهى على با قرآن و قرآن با على است نيز گواه بر آن است كه وارث كتاب و برگزيدهء خدا اوست . زيرا با قرآن بودن ، مستلزم آن است كه علم قرآن نزد او باشد و او وارث قرآن گردد . پس روايت مورد نظر مصنّف - كه سيد سعيد ( ره ) آن را از ابن مردويه نيز نقل نموده است - نيز با بيان اين نكته كه مراد از وارث كتاب على است بر روايات تأكيد دارد . بدين ترتيب ، سخن فضل كه على را از جملهء وارثان كتاب معرّفى مىكند بىمعنى است ، خصوصا با توجّه به اينكه فضل خواسته است كسانى كه أبّ و كلاله را نمىشناسند و زنان پرده نشين از آنها داناترند را با على ( ع ) در اين موضوع شريك قلمداد كند .
علاوه بر تمام اين موارد ، برگزيدن شخصى براى ارث بردن كتاب ، دالّ بر آن است كه شخص وارث ، حافظ كتاب است و هيچ امرى را از آن عمدا يا سهوا ضايع نمىكند .
طبيعى است كه چنين فردى معصوم مىباشد و بنابر اجماع ، هيچ كدام از صحابه به استثناى على معصوم نبودهاند . پس معلوم مىشود كه مراد از آيه تنها على ( ع ) است يا آنكه بنابر گواهى حديث ثقلين مراد على و فرزندان معصوم اوست . و علَّت اينكه در روايت از آنان نام برده نشده است ، نبودن آنها در آن هنگام است ، يا اينكه چون على ( ع ) اصل است و آنان فرع و به همين جهت از آنها مهمتر است تنها نام او برده شده است . لذا وقتى على ثابت شود آنها نيز ثابت شدهاند .
اگر گفته شود : امكان ندارد كه مراد آيه تنها على و فرزندان معصوم او باشد ؛ زيرا وارثان كتاب در آيهء شريفه به سه دسته تقسيم شدهاند : ظالم به خود ، ميانه رو و پيشى گيرنده در خوبيها . پس مراد از وارثان كتاب ، عموم مؤمنين خواهد بود .
در پاسخ بايد گفت : اين تقسيم بندى به بندگان خدا مربوط مىشود نه به وارثان كتاب ،
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٢٢٢