تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سند از پيامبر نقل كرده‌اند كه جابر گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : اى على ! مردم از درخت ديگرى هستند و من و تو از يك درخت هستيم سپس رسول خدا ( ص ) اين آيات را تلاوت فرمود : * ( « وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوانٌ وَغَيْرُ صِنْوانٍ » ) * ( 1 ) . مانند حديث مذكور را در كنز العمال ( 2 ) از جابر نقل كرده است . اگر چه ظاهر آيه در مورد بيان قدرت الهى است كه به وسيلهء آب از زمين درختها و كشته‌هاى گوناگون خارج نمود و برخى را بر برخى ديگر در خوردن برترى بخشيد ، امّا اين موضوع منافاتى ندارد با اينكه خداى سبحان از اين امر ، به عنوان مثال استفاده كرده باشد تا اين حقيقت را بيان كند كه امير المؤمنين و پيامبر اكرم يك ريشه داشته و بر مردم برترى دارند ، و يا اينكه گفته شود : آيه داراى باطنى است . همانطور كه در روايتها نيز به اين مسئله اشاره شده است كه كتاب خدا ، ظاهر و باطن دارد . لذا همه چيز در قرآن بيان شده است ولى تنها خدا و راسخين در علم از آن آگاهى دارند . به هر شكل كه باشد مراد اين است كه پيامبر اكرم ( ص ) و على از يك نور ساخته شده‌اند و در صفات پسنديده و منافع مانند يكديگرند و با مردم اختلاف دارند . چنان كه خود مردم نيز با يكديگر تفاوت دارند . پس اين دو بزرگوار - به تعبير آيهء شريفه - صنوان يعنى از يك ريشه هستند و مردم غير صنوان هستند . اى كاش مىدانستم فضل كه حاضر نيست اين استدلال را به بهانه مخالفت با ظاهر آيه بپذيرد چگونه به تفسير آيهء قبل بر خلاف معناى ظاهر آيه در مورد خلفا تن در داد ، با آنكه آن آيه نيز مانند اين آيه بر خلاف ظاهر آن معنى شده بود ؟ بلكه بايد گفت كه آن آيه از روى هوى و هوس تفسير به رأى شده بود در حالى كه اين آيه را پيامبر ( ص ) كه بيش از هر كس به معناى آن واقف است تفسير نموده است . آرى اين آيه چون اختصاص به فضيلت امير المؤمنين دارد مستحقّ انكار فضل واقع مىشود و آن آيه چون غير از امير المؤمنين را نيز شامل مىگردد ، سزاوار قبول قرار مىگيرد . اما ارتباط آيه به ادعاى مورد نظر ، براى هيچ انسان آگاه و اهل شناختى ، پوشيده
هامش
( 1 ) . رعد / 4 . ( 2 ) . ج 6 ، ص 154 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 219 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى