امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است . اين آيه نيز دلالت بر امامت آن حضرت دارد . زيرا مقتضاى اين توصيف الهى - كه آنان مردانى هستند كه به پيمان خود وفادار ماندند - آن است كه ديگران چنين پيمانى با خدا نبسته باشند ، يا آنكه به پيمان خود وفادار نمانده باشند ، لذا اين افراد از بهترين مؤمنين و خواص آنان بشمار مىآيند . زيرا تنها آنان از اين فضيلت بزرگ - كه حاكى از معرفت بالا و از خود گذشتگى كامل آنها در راه خداست - برخوردار بودهاند . بدون شك على ( ع ) در ميان مؤمنين برجسته ، از همه برجستگى بيشترى داشته است و به سبب همين برترى از تمام مردم براى امامت شايسته تر است ، خصوصا با توجه به اينكه وفادارى به پيمان پس از رحلت پيامبر اختصاص به او دارد . لذا شخص ديگرى غير از او صلاحيت امامت ندارد .
و اما اينكه فضل گمان كرده كه اين آيه در مورد شهداى احد نازل شده گمان باطلى است ؛ زيرا خداى سبحان در آيهء مذكور ، وفاداران به عهد و پيمان را به دو دسته تقسيم مىكند : كسانى كه به شهادت رسيدهاند و آنان كه در انتظار به سر مىبرند ، لذا نمىتوان آيه را مختص شهدا شمرد مگر اينكه گفته شود : اين آيه در مورد برخى از شهداى احد و برخى از زندگان جنگ احد نازل شد ، كه اين مسلم است و نظر ما و محتواى روايت سابق نيز همين است . صاحب الكشاف نيز قائل به همين نظريه است اما او تعدادى را نام مىبرد كه به گمان وى از وفاداران بودهاند . وى از روى حسن ظن آن افراد را ذكر مىكند ولى ما چنين توصيفى را در مورد آنان قبول نداريم .
آيهء * ( « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ »
مصنّف - قدّس سرّه - مىگويد :
چهل و سوّم : آيهء شريفهء * ( « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا » ) * ( 1 ) است .
مراد از اين آيه على است .
فضل مىگويد :
على از جمله وارثان كتاب است . زيرا او به حقايق كتاب عالم بود ، لذا اين آيه بر علم و
هامش
( 1 ) . فاطر / 32 .