به حرف فاء درست نيست . كما اينكه اسلام در دوران پيامبر با شمشير على ( ع ) بر پاى ايستاد . و همين طور استحكام آن نيز در همان دوران بود . خلاصه آنچه كه حسن بصرى و ديگران در مورد برپايى اسلام با شمشير على نقل كردهاند بديهى است كه چون خود آنان به اين مطلب اقرار دارند . مىتوان به عنوان حجّتى عليه آنان به كار برد . اين حديث حاكى از آن است كه مبارزه و جهاد على ( ع ) از مبارزات تمام مسلمانان بيشتر بوده است و كسى كه جهاد بيشترى كرده و از اين حيث بر ديگران برترى داشته باشد به گونه اى كه اسلام با شمشير او برپا گردد در نزد خدا از ديگران براى امامت شايسته تر است . زيرا همان كسى كه در ابتدا اسلام را با شمشير خود برپا نمود در آخر نيز بهتر از ديگران مىتواند اسلام را يارى كند و اصول و فروع آن را رعايت نمايد .
آيهء * ( « يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ »
مصنّف - طاب ثراه - مىگويد :
چهل و يكم : آيهء شريفهء * ( « يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ » ) * ( 1 ) است .
جابر انصارى مىگويد : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : « مردم از درخت ديگرى هستند و من و تو اى على ! از يك درخت هستيم . »
فضل مىگويد :
آيهء شريفهء فوق در مورد اين مسئله است كه ميوهها با آنكه همگى از يك آب ، سيراب مىگردند امّا طعمهايشان متفاوت است . و اين موضوع از عجايب آفرينش الهى است و حديثى كه وى ذكر مىكند ارتباطى به آيه ندارد .
تعجب آور اين است كه سخنان اين مرد فوق العاده مشوش است امّا گويى گمان مىكند كسى كتاب او را نگاه نمىكند و يا اينكه واقعا از قدرت عقلانى كافى برخوردار نيست تا ربط دليل را به مدّعا تشخيص دهد .
من مىگويم :
در الدر المنثور آمده است كه حاكم - با صحيح شمردن حديث - و ابن مردويه با ذكر
هامش
( 1 ) . رعد / 4 .