تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
زيرا وقتى جانشين پيامبر برهانى بر نبوّت او باشد معلوم است كه گواهى او مانند معجزات اعتبار دارد . لذا او يكى از علائم و شواهد نبوّت به شمار مىآيد و همين فضيلت على بر تمام مسلمانان براى او كافى است و لذا امام آن مىباشد . اين آيه مطابق توجيه فوق ، شبيه به اين آيه است : * ( « كَفى بِالله شَهِيداً ) * * ( وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ » ) * كه دلالت آن را بر امامت امير المؤمنين قبلا توضيح داديم . آيهء * ( « فَاسْتَوى عَلى سُوقِه » مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد : چهلم : آيهء شريفهء * ( « فَاسْتَوى عَلى سُوقِه » ) * ( 1 ) است . حسن بصرى مىگويد : اسلام با شمشير على ( ع ) بر پاى ايستاد . فضل مىگويد : در تفسير آمده است كه اين آيه در مورد چهار خليفه نازل شد . بنابراين ، تفسير آيهء مباركه چنين است : كشتهء پيامبر ( ص ) ، به وسيله ابو بكر جوانه زد و عمر به آن كشته رسيدگى كرد . در زمان عثمان محكم گرديد و به وسيلهء على بر پاى ايستاد . اين مسئله يكى از فضايل بزرگ على است اما نص بر امامت او به شمار نمىآيد . من مىگويم : البته برخى از مفسرين آنان چنين تفسير به رأيى نموده‌اند و بعضى ديگر مطلبى نزديك به آن ذكر مىكنند . شايد در روايتى كه مصنّف از حسن بصرى آورده است نيز اين مطالب باشد - اگر چه روايتى كه صاحب كشف الغمه از ابن مردويه از حسن بصرى مىآورد ، فاقد اين قسمت مىباشد - ولى چون مصنّف به اشتباه بودن آن علم داشته از ذكر آن خوددارى كرده است ، خصوصا از جهت ترتيبى و حرف فاء چنين تفسيرى از آيهء مباركه اشتباه است . زيرا استحكام يافتن شجرهء اسلام در دوران عثمان نبود ، بلكه به قبل از آن خصوصا به ايام عمر مربوط شد . اگر مىگفت : در دوران عمر استحكام يافت و عثمان به آن كمك و رسيدگى كرد باز وجهى داشت . امّا اين با توجه به ترتيب آيه و عطف
هامش
( 1 ) . فتح / 29 .