وجود اين قرينه كه او را تالى رسول خدا قرار مىدهد - كسى است كه بر امور مسلمان ولايت دارد . كما اينكه خدا مىفرمايد : * ( « إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً » ) * ( 1 ) و در جاى ديگر مىفرمايد : * ( « وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ . » ) * ( 2 )
2 . آيه ، على را پاره اى از رسول خدا ( ص ) معرفى مىكند . همانطور كه خود رسول خدا ( ص ) مىفرمايد : « علَّى منّى و أنا من على » اين تعبير دليل بر مشاركت آن دو بزرگوار در عصمت و برترى و ساير صفات پسنديدهء ديگر است . پس نتيجه مىگيريم كه على براى امامت شايسته تر مىباشد .
3 . آيهء شريفه على را تالى پيامبر قرار داده است . زيرا ضمير مفعولى در فعل * ( « يَتْلُوه » ) * ضمير مذكر است و بنابر ظاهر آيه به * ( « فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه » ) * برمىگردد اگر چه احتمال بعيدى نيز وجود دارد كه به لفظ * ( « بَيِّنَةٍ » ) * به اعتبار اينكه ( برهان ) است بازگردد . و مراد از تالى بودن آن است كه پس از او با خليفه شدن در جايگاه او قرار بگيرد و يا اينكه مانند رسول خدا داراى برهانى از پروردگار خويش است و يا اينكه در دعوت به اسلام ، پشتيبان رسول خدا ( ص ) است و لذا نسبت به رسول خدا ( ص ) مانند هارون نسبت به موسى است .
هر كدام از احتمالات فوق كه درست باشد ، آيه بر مطلوب ما دلالت دارد . در مورد احتمال اوّل كه مسئله واضح است . در مورد احتمال دوّم همين طور است . زيرا مراد از اينكه رسول خدا بر برهانى از پروردگار خود قرار دارد از دو حال خارج نيست : يا اينكه مراد اين است كه او براى اثبات رسالت خويش دليل روشنى مانند معجزه در اختيار دارد و يا مراد اين است كه مقام و منزلت او از سوى خدا تعيين گرديده است . هر كدام از معانى فوق را كه در نظر بگيريم ، كسى كه بعد از پيامبر مىآيد - تالى - مانند پيغمبر است و قطعا بايد امام باشد ؛ زيرا بنابر معناى اوّل تنها پيامبر و امام هستند كه به دليل روشن و معجزه نياز دارند و به معناى دوّم كسى كه بداند مقام او از سوى خدا تعيين مىشود ، پس بايد در مورد او نص وجود داشته باشد .
بعلاوه ، بر فرض كه ضمير مفعولى در كلمهء * ( « يَتْلُوه » ) * به * ( « بَيِّنَةٍ » ) * به اعتبار معناى آن كه برهان است ، برگردد . باز هم دلالت آيه بر امامت شاهد - كه على است - آشكار است ؛
هامش
( 1 ) . احزاب / 45 .
( 2 ) . نحل / 891 .