تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
است . بدين ترتيب ابن عباس در هنگام هجرت 5 سال داشته است كما اينكه ابن تيميه نيز سن او را حدود پنج سال ذكر كرده است و بسيارى از آنان نيز اين قول را مىپذيرند . بنابراين ، ابن عباس در هنگام معراج رسول خدا ( ص ) چهار سال داشته است و شكى نيست كه انسانى با هوش و آگاهى او ، اين گونه امور را درك مىكند ، چرا كه وى در دوران كودكى خويش ، روايات بسيارى را كه به احكام و امور پنهان ارتباط داشت از پيامبر نقل كرده است . چگونه ممكن است كه گفته شود : درست نيست كه اين واقعه عجيب را او نقل كرده باشد ، با وجود اينكه چنين حادثه اى طبيعتا تمام كودكان را متوجّه وجود خود مىكند ؟ و در مورد انس بايد گفت امكان دارد كه او يك سال پيش از هجرت رسول خدا ( ص ) همراه كسى به مكه آمده و شاهد اين واقعه بوده است . و اما اينكه فضل و ابن تيميه گمان كرده‌اند كه سوره نجم در اوايل بعثت نازل شده است غير قابل قبول مىباشد . البته اين سوره مكى است اما لازمهء آن ، اين نيست كه حتما در اوايل بعثت باشد . ابن تيميه در اينجا مطالبى را طرح مىكند كه اگر چه شايسته پاسخ نيستند امّا مع الوصف پاسخ به برخى از آنها در جملات آينده آمده است . و اما اينكه فضل گمان كرده است نسبت گمراهى به رسول خدا ( ص ) دادن و مرتبط دانستن آيه با آن سست مىنمايد ، گمان باطلى است . زيرا اگر كافران و منافقين اين نسبت را به پيامبر نمىدادند چه كس ديگرى مىخواست چنين نسبتى به رسول اكرم ( ص ) بدهد ، و از نسبت هذيان گويى - كه عمر بدان حضرت نسبت داد - بالاتر نيست . كما اينكه دادن چنين نسبتى به رسول اكرم ( ص ) از طرف بنى هاشم مسئله عجيبى نيست ؛ زيرا بنى هاشم از فرزندان يعقوب كه - به گمان قوم - پيامبر شدند بالاتر نبودند . فرزندان يعقوب در محبّت يوسف ، نسبت گمراهى به او داده‌اند . و اما مرتبط بودن آيه با نسبت گمراهى به پيامبر ( ص ) در محبّت على و بيان وصى بودن او ، روشنتر از آن است كه فضل نسبت به آن تجاهل نمايد . و اما ادعاى اينكه وصايت غير از خلافت است ، ادعاى باطلى است ؛ زيرا اگر غير از خلافت بود به اين برهان عظيم نياز نداشت و موجب نمىشد تا نسبت گمراهى به نبى اكرم ( ص ) داده شود . بعلاوه ، دو روايتى كه ابن تيميه نقل مىكند ، صراحتا مسئلهء خلافت را بيان مىكنند .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 208 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى