تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
علت عدم منافات اين روايت با روايات گذشته ، آن است كه اين روايت تنها حاكى از استشهاد رسول خدا ( ص ) به اين آيات است ؛ زيرا در آن هنگام ستاره اى فرو نيامد . لذا منافاتى ندارد كه اين آيات قبلا در مورد تعيين على ( ع ) به جانشينى رسول خدا ( ص ) نازل شده باشد .

سورهء عاديات

مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد : سى و هفتم : سورهء عاديات است . خداى متعال به اسبهاى مجاهدان در غزوهء ذات السلاسل سوگند ياد مىكند . جماعتى از عربها در وادى رمله گرد آمدند تا به پيامبر در مدينه شبيخون بزنند . رسول اكرم ( ص ) به اصحاب خويش فرمود : چه كسى سراغ اينها مىرود ؟ تعدادى از اصحاب صفه برخاستند و گفتند : ما حاضريم . هر كس را كه مىخواهى به فرماندهى ما برگزين . قرعه كشى شد و قرعه به نام هشتاد تن از اصحاب صفه و ديگران درآمد . پيامبر ( ص ) به ابو بكر فرمان داد تا پرچم را به دست بگيرد و به سوى بنى سليم در دل صحرا حركت كند . بنى سليم در برخورد با مسلمانان ، آنان را شكست داده و تعدادى از آنان را كشتند . ابو بكر شكست خورده بازگشت . پيامبر اكرم ( ص ) عمر را به جنگ فرستاد امّا او را هم شكست دادند . پيامبر ناراحت شد . عمرو بن عاص گفت : اى رسول خدا ( ص ) ! مرا بفرست . عمرو بن عاص نيز فرستاده شد امّا شكست خورد و گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا ( ص ) كشته شدند . پيامبر ( ص ) چند روزى آنان را نفرين مىكرد . سپس امير المؤمنين را خواست و او را فرستاد و برايش دعا كرد و تا مسجد احزاب او را مشايعت نمود و گروهى - از جمله ابو بكر ، عمر ، عمرو بن عاص - را همراه او روانه نمود . على شبانه راه مىرفت و روز پنهان مىشد تا آنكه از دهانهء صحرا با آنان روبرو شد . عمرو بن عاص شك نداشت كه على ( ع ) آنان را مىگيرد ، لذا به ابو بكر گفت : اين سرزمين حيوانات وحشى و گرگهاست كه از بنى سليم براى ما خطرناكترند ، بهتر است كه به بالاى صحرا برويم . عمرو بن عاص با اين سخنان مىخواست اوضاع را خراب كند . عمرو بن عاص به ابو بكر گفت : اين موضوع را به امير المؤمنين بگو . ابو بكر مسئله را به على گفت امّا آن