تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و اما اينكه فضل گمان كرده كه مفسرينشان به اتفاق ، مراد از صالح المؤمنين را ابو بكر و عمر دانسته‌اند ، با اخبار و روايات گذشتهء آنان كه بر ايشان حجّت است ، برابرى نمىكند . چگونه مىتوان روايتى را معتبر دانست كه از هوا و تمايلات درونى سرچشمه گرفته است ، خصوصا با توجّه به اينكه اين روايت بر خلاف معناى لغوى آيه است . بعلاوه ، ادعاى اتفاق نظر مفسران اهل سنت نيز دروغ است . زيرا مفسران اهل سنت در اين مسئله اختلاف دارند كه آيا مراد از صالح المؤمنين صحابه هستند يا بهترين مؤمنين مورد نظرند يا انبياء و يا خلفا منظورند و نظرات ديگرى كه زمخشرى و رازى و ديگران نقل كرده‌اند . و امّا آنچه كه فضل براى اثبات اينكه مراد از صالح المؤمنين ابو بكر و عمر است مىگويد ؛ يعنى اينكه آن دو ، دخترانشان را نصيحت مىكنند ، سخن بىفايده اى است ؛ زيرا وقتى خداوند مىخواسته كه با اين آيه ، آن دو زن را تهديد كند ديگر چه جايى براى نصيحت وجود داشته ؟ ! و اينكه در مورد جبرئيل مىگويد : مراد از يارى او ، اطلاع دادن به پيامبر ( ص ) است ، نيز نادرست است ؛ زيرا مراد از يارى جبرئيل صرفا اطلاع دادن نمىتواند باشد ، چرا كه به دنبال آن مىفرمايد : * ( « وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ » ) * يعنى فرشتگان نيز بعد از آن پشتيبان هستند . خدا مىداند كه آزار اين دو زن نسبت به سيد المرسلين چقدر شديد بوده است و حيله شان چقدر بزرگ بوده است كه خدا آنها را تهديد مىفرمايد در صورتى كه از آزار خود دست برندارند خدا و جبرئيل و امير المؤمنين - كه در يارى رسول خدا از سرزنش هيچ كس هراس ندارد - به يارى پيامبر ( ص ) خواهند آمد . و اگر آنها با تكيه بر اينكه صبر و حوصلهء اين ياوران بسيار است ، دست از آزار برندارند ، فرشتگان نيز پشتيبان آنها خواهند شد . انسان از عقوبت اين جمع بزرگ در امان نمىماند . چقدر خيانت آنها به رسول خدا بزرگ بود كه خداى تعالى ، زنان نوح و لوط را براى آنها مثال مىزند . بايد در اين باره تأمل نمود و تعجّب كرد .