تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
جانم در دست اوست ؛ اين مرد و پيروان او روز قيامت كامياب هستند . سپس اين آيه نازل شد : * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ » ) * . لذا هر گاه على مىآمد اصحاب رسول خدا ( ص ) مىگفتند : « خير البريه آمد . » اين اخبار و اخبار معتبر ديگر كه شايد اعتبار آنها از ضميمه شدن به يكديگر - به علاوهء اخبار ما ، دلالت بر آن دارد كه آيه در خصوص على و پيروان او نازل شده است . و اينكه فضل مىگويد : « ظاهر آيه حاكى از عموميت آن است » سخن بى دليلى است خصوصا با توجّه به اينكه كسانى كه در زمرهء پيروان على نبودند از دشمنان و مخالفان على به شمار مىآمدند و بر مبناى حديث مستفيضى كه وجود دارد شر البريه هستند ؛ زيرا در حديث آمده است كه هر كس با على دشمنى بكند با خدا و رسول او دشمنى كرده است . شگفتآور ادعايى است كه ابن حجر مىنمايد . وى مىگويد كه اهل سنت ، شيعهء على هستند . اين ادعا علاوه بر آنكه با معنايى كه از لفظ شيعه به ذهن خطور مىكند مخالفت دارد ، - با توجه به عدم علاقه قلبى آنها به على - نوعى مكابره است . چگونه مىتوان آنها را شيعه على ناميد در حالى كه هيچ دليلى بر امامت او و هيچ ستايشى كه حاكى از افضليت او باشد را قبول ندارند و با هر حيله و نيرنگى سعى در نفى آن فضيلت دارند ؟ اگر چه آن حيله و نيرنگ بر خلاف عدالت و انصاف باشد . ابن حجر براى اثبات اين مدعا به اخبار خودشان نيز استشهاد نموده است . امّا همانطور كه ملاحظه مىكنيد مراد از شيعيان على ، پيروان او هستند . پس اگر سه خليفه ديگر از پيروان او هستند نظر ما تأمين مىشود و اگر از پيروان او به شمار نمىآيند بلكه پيشواى او هستند ، در اين صورت ، شيعهء او نمىباشند و از خير البريه ، ( بهترين آفريدگان ) محسوب نمىشوند و بدين ترتيب معقول نيست كه امام او باشند . پس آيه شريفه به بهترين وجه بر امامت او دلالت دارد . ابن تيميه در اينجا تمام آنچه را كه در درون داشته بيرون ريخته و دو صفحه را سياه كرده است . و ما به مواردى كه نياز به توضيح داشت اشاره كرديم . بطلان بقيهء موارد با اندك تأملى روشن خواهد شد .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 186 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى