من مىگويم :
سيوطى در تفسير الدر المنثور اين روايت را به نقل از ابن مردويه از ابن عباس و انس بن مالك ذكر كرده است با اين تفاوت كه تنها انس بن مالك قسمت مربوط به پيامبر اكرم ( ص ) را نقل نكرده است . صاحب ينابيع الموده اين حديث را از ثعلبى و ابو نعيم و مالكى به نقل از ابو سعيد و ابن عباس و انس نقل نموده است و سپس همين حديث را از حضرت صادق ( ع ) به نقل از ابوذر غفارى نيز نقل مىنمايد . از سفيان ثورى نيز آن را نقل مىكند . ابن تيميه نيز اين حديث را از ثعلبى به نقل از سفيان ثورى روايت كرده است و در سند آن مناقشه اى نموده است كه پاسخ آن در مقدمهء كتاب و جاهاى ديگر داده شده است . اشكالى كه ابن تيميه وارد مىكند برخاسته از نادانى و دشمنى اوست و نقل كردن آن اشكال و پاسخ بدان ، تلف كردن كاغذ و مركب است .
امّا دلالت آيه بر امامت على ( ع ) ظاهر است ، زيرا خداى متعال كه هيچ گونه اغراق و مبالغه اى در سخن او راه ندارد ، على ( ع ) را به واسطهء برخوردارى از علم فراوان به دريا تشبيه فرموده است . بدين ترتيب پر واضح است كه امير المؤمنين بر كسى كه معناى أبّ و كلاله را نمىداند و زنان پرده نشين از او فقيه ترند ، امتياز دارد . لذا او امام است . اما تشبيه پيامبر به برزخ ميان آن دو به جهت اين است كه پيامبر ، هادى آنهاست و آن دو بزرگوار به واسطهء عصمت خود بايد از او پيروى كنند . لذا هيچ يك از آن دو بر ديگرى تجاوز نمىكند .
آنچه كه مراد بودن فاطمه و على ( ع ) از بحرين را نزديك مىگرداند ، اين است كه اگر منظور ظاهر آن دو بود ، خروج لؤلؤ و مرجان از آن دو مجازى مىگشت . زيرا آن گونه كه گفته شده ، لؤلؤ و مرجان از يكى از آن دو خارج مىشوند .
آيهء * ( « وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ »
مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد :
بيست و هفتم : آيهء شريفهء * ( « وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ » ) * ( 1 ) است .
هامش
( 1 ) . رعد / 43 .