تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
در آيهء سيزدهم ، حديثى به همين مضمون ذكر شد و اعتراضى نيز كه به آن شده بود بيان گرديد . احاديثى كه پيشروان ( سابقون ) امتها را سه تن معرفى مىكند بسيار است ، لذا دليلى براى تشكيك در آنها وجود ندارد . در برخى از اين روايات صراحتا آمده است كه صديق اكبر ، امير المؤمنين على ( ع ) مىباشد . از جمله اين روايات ، روايت حاكم ( 1 ) در مستدرك است . وى به نقل از عباد بن عبد الله اسدى آورده است كه على فرمود : من بندهء خدا ، و برادر رسول خدا ( ص ) و صديق اكبر هستم . هر كس پس از من چنين صفتى را به خود نسبت دهد دروغگوست . سپس حاكم مىگويد : اين حديث به شرط شيخين صحيح است و ذهبى در ذيل آن مىگويد : « اين حديث نه به شرط يكى از شيخين آمده است و نه حديث صحيحى است بلكه باطل است و ابن المدينى عباد را ضعيف مىداند . » نمىتوان تضعيف عباد ، توسط اين المدينى را معتبر دانست . چرا كه حاكم و ديگران او را موثق دانسته‌اند . اگر بخواهيم به اين تضعيفها توجّه كنيم يك حديث صحيح هم براى آنان باقى نمىماند . من نمىدانم چه مطلبى در اين حديث ، ذهبى را بر آن داشته كه با وجود شواهد بسيارى بر صحّت آن ، آن را انكار نمايد . اين حديث در كنز العمال ( 2 ) از ابن ابى شيبه و از نسائى در الخصائص و از ابن ابى عاصم در السنه و از عقيلى و ابو نعيم در المعرفه نقل شده است . همچنين از عقيلى ( 3 ) و محمّد بن ايوب رازى روايت شده است كه على بر فراز منبر بصره فرمود : « انا الصديق الاكبر » همين طور در كنز العمال ( 4 ) از طبرانى از سلمان و ابو ذر هر دو با هم و از بيهقى و ابن عدى به نقل از حذيفه آورده است كه نبى اكرم ( ص ) در مورد على فرمود : اين مرد اوّلين كسى است كه به من ايمان آورد و اوّلين كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه مىنمايد . او صدّيق اكبر و فاروق اين امت است كه حق و باطل را از يكديگر جدا مىكند . او اصل و ستون دين است در حالى كه ثروت ،
هامش
( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 112 . ( 2 ) . همان منبع ، ج 6 ، ص 394 . ( 3 ) . همان منبع ، ص 405 . ( 4 ) . همان منبع ، ص 156 .