تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
در مورد على بيان مىكند . و برخى در مورد اهل يمن معرفى مىكند و برخى در مورد ايرانيان و بعضى ديگر در مورد انصار مىدانند و گفته شده است كه در شأن ابو بكر است . هيچ كس دو نظريه آخر را در تفسير آيه از پيامبر اكرم ( ص ) روايت نكرده است ولى مطابق با نقل رازى در تفسير خويش ، سدى ، قول اوّل از دو نظريه آخر را پذيرفته است . دليلش اين است كه انصار رسول خدا ( ص ) را يارى كردند . اشكال اين نظريه آن است كه مراد از يارى در آيهء شريفه ، يارى در آينده است كه اين اختصاص به انصار ندارد . بعلاوه در گذشته نيز ، يارى پيامبر ( ص ) اختصاص به انصار نداشته است بلكه مهاجران نيز آن حضرت را يارى كردند . و آنان كه گمان كرده‌اند اين آيه درباره ابو بكر نازل شده ، دليلشان اين است كه ابو بكر با مرتدّان جنگيد . ما در آينده اشكال اين نظر را بيان خواهيم داشت . حقيقت اين است كه به چند دليل آيهء مذكور دربارهء امير المؤمنين على ( ع ) فرود آمده است : 1 - رواياتى كه از شيعه و سنّى در اين باره وارد شده است . روايت ثعلبى را در اين باره ملاحظه كرديد امّا ابن تيميه آن را انكار كرده است . تفسير ثعلبى هم در اختيار من نبود تا بطلان انكار او را نشان دهم ، زيرا بدون شك مصنّف بر خلاف ابن تيميه ، تعمّدى در دروغ گفتن ندارد . چنان كه خواهيد دانست از بررسى وضعيت و حالات اين دو تن معلوم مىشود كه تنها مىتوان به سخن مصنّف اعتماد كرد . از امير المؤمنين على ( ع ) نقل شده است كه در جنگ بصره فرمود : « به خدا سوگند پيش از امروز با اهل اين آيه - آيهء مورد بحث - جنگ نشده بود ، سپس آيهء * ( « فَسَوْفَ يَأْتِي الله » ) * را تلاوت فرمود . » اين روايت و مانند آن كه از عمّار و ابن عباس نقل خواهد شد ، صحّت روايت ثعلبى را تأييد مىنمايد . 2 - تنها شخصى كه علائم موجود در آيه با او منطبق است ، امير المؤمنين على بن ابى طالب است . عدم انطباق آيه با ابو بكر واضح است ؛ زيرا يكى از خصوصيات مطرح شده در آيه اين است كه « آنان خدا را دوست مىدارند و خدا نيز آنان را دوست مىدارد » . و اين خصوصيت در ابو بكر وجود نداشته است ؛ چرا كه در جنگ خيبر وقتى ابو بكر و عمر ناكام از فتح قلعه بازگشتند ، رسول خدا ( ص ) فرمود :