امام آنان است . و اين سخن فضل كه آن حضرت را از افاضل مؤمنان ذكر مىكند ظلمى است در حق آن حضرت . زيرا آيه و حديث هر دو بر افضليت او بر تمام مؤمنان دلالت دارد ، و اينكه مىگويد : رسول خدا ( ص ) به وسيلهء مؤمنين تأييد شد و يكى از آنان على است و . . . اين نيز ظلمى است نسبت به آن حضرت ، زيرا بر خلاف مقصود آيه و روايت است ، چرا كه مراد از استفاده صيغهء جمع در آيه آن است كه ايشان را به منزلهء تمام مؤمنين بشمارد . زيرا عمدهء تأييدات اسلام از جانب اوست . به اين خاطر ، خداى سبحان يارى على را همراه با يارى خود بيان مىفرمايد و عرش خود را با نام او زينت مىبخشد .
در خاتمه بايد توجّه داشت كه اراده كردن امير المؤمنين از لفظ * ( « بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * در آيهء شريفه با آيهء بعدى كه مىفرمايد * ( « وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ » ) * منافات ندارد ، زيرا كاربرد الفاظ در معانى بسيارى امكانپذير است .
آيهء * ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ الله »
مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد :
بيست و يكم : آيهء شريفهء * ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ الله وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * ( 1 ) است . جمهور روايت كردهاند كه آيهء فوق دربارهء على نازل شده است .
فضل مىگويد :
ظاهر آيه حاكى از آن است كه در مورد تمام مؤمنان نازل شده است ولى اگر نزول آن دربارهء على نيز درست باشد يكى از فضايل او محسوب مىشود و دلالتى بر مدّعاى او ندارد .
من مىگويم :
از آنجا كه دليل ، مبيّن مراد و مقصود است ، بنابراين بر ظهور آيه تقدّم دارد ولى مع الوصف با صرف نظر از اين نكته باز هم ظاهر آيه ، دلالت بر عموم مؤمنان نمىكند بلكه ظاهر آيه نيز خصوص است ، زيرا تمام مؤمنان ، پيروى صد در صد از پيامبر نداشتهاند . لذا بايد حرف « من » را در آيهء شريفه به معناى حرف تبعيض شمرد نه حرف
هامش
( 1 ) انفال / 64 .