تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بيان . وقتى اينطور شد ديگر اگر روايت هم بر مراد بودن امير المؤمنين دلالت نمىكرد تنها امير المؤمنين مىتوانست مراد از آيه واقع شود ، زيرا هيچ كس به غير از على ( ع ) به طور صد در صد از نبى اكرم ( ص ) پيروى نداشت . نتيجه آن كه ، آيه بر امامت على ( ع ) دلالت مىنمايد ، زيرا پيروى كامل و مطلق ، مقتضى عصمت است و عصمت ، شرط امامت است و بالاجماع به غير از على هيچ كس عصمت نداشته است . مضافا به اينكه وقتى خداى سبحان ، على را در كنار ذات مقدس خود قرار مىدهد و به پيامبر خود مىفرمايد كه على براى تو كافى است اين تعبير الهى حاكى از فضيلت و امتياز او بر تمام مسلمانان است ، لذا او امام مسلمانان است و مراد از آيه چنين مىشود : اى پيامبر ! يارى خدا و پيروى على براى تو كافى است ، لذا به خاطر پيروى نكردن ديگران حسرت مبر . و احتمال قريب به واقع هست كه مراد اين باشد : يارى خدا و على براى پيامبر ( ص ) كافى است . البته اين تعبير چنان كه ابن تيميه گمان كرده است مستلزم شرك نمىباشد ، زيرا مانند اين تعبير در جاى ديگر از قرآن نيز به چشم مىخورد : * ( « فَإِنَّ الله هُوَ مَوْلاه وَجِبْرِيلُ وَصالِحُ الْمُؤْمِنِينَ » ) * ( 1 ) يارى ديگران هم به قدرت خداست ، و كافى بودن يارى على براى پيامبر ( ص ) با نياز رسول اكرم ( ص ) به يارى ديگران يا نياز خود على ( ع ) به يارى ديگران بعد از رسول خدا ( ص ) منافاتى ندارد . زيرا كافى بودن يارى على ( ع ) براى پيامبر دقيقا مانند كافى بودن يارى خدا براى پيامبر است كه مراد از كافى بودن يارى خدا اين است كه به واسطهء ضعيف بودن يارى ديگران و عدم خلوص كامل در يارى آنان ، نمىتوان يارى آنان را واقعا يارى شمرد . به همين جهت ما ملاحظه مىكنيم كه در چندين مورد مسلمانان پيامبر را رها كرده و خود گريختند . پس اشكال ابن تيميه كه با لحنى زشت و عداوتى آشكارا بيان شده ، اشكال بجايى نمىباشد . از اين گذشته ، روايتى كه علَّامه در اينجا نقل مىنمايد در منهاج الكرامه نيز از ابو نعيم نقل نموده است . اين روايت را افراد ديگرى مانند صاحب كشف الغمه - از عز الدّين عبد الرزاق ، محدث حنبلى - نيز نقل كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . تحريم / 4 .