تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بدين ترتيب ، دروغ بودن اين روايت كه گفته‌اند : ابو بكر ثروت فراوانى را در راه خدا بخشيد و پيامبر دربارهء او فرمود : هيچ ثروتى مانند ثروت ابو بكر براى من مفيد نبود ، آشكار مىگردد . زيرا كسى كه از دادن صدقهء اندكى به خاطر به دست آوردن فايده اى بسيار مىترسد ، قطعا حاضر نيست كه ثروت بسيارى را ببخشد . همين طور معلوم مىشود كه وقتى عثمان و به گمان آنان - براى ادارهء جيش العسره مقدارى از مال خود را مىدهد تنها براى كسب شهرتى بوده كه گمان نمىكرده است كه آن شهرت را بتواند از راه پرداخت صدقه براى نجواى با پيامبر به دست آورد . در اينجا ، فخر رازى ، مطلب شگفتآورى را نقل مىكند : به عقيدهء من بر فرض آنكه بزرگان صحابه با وجود وقت كافى از پرداخت صدقه خوددارى كرده باشند امّا نمىتوان اين موضوع را موجب طعن بر آنان شمرد ؛ زيرا اقدام به پرداختن صدقه از يك سو دل افراد تنگ دست كه قادر به اين عمل نبودند را مىآزرد و از سوى ديگر ، موجب وحشت افراد ثروتمند مىگرديد . زيرا وقتى برخى از افراد اقدام به پرداختن صدقه مىنمودند كسانى كه على رغم توان مالى از اين كار خوددارى مىكردند مورد ملامت واقع مىشدند . از اين رو بايد گفت : چون اقدام به پرداخت صدقه موجب رنجش تنگدستان و وحشت ثروتمندان مىگشت لذا ، خوددارى از آن ، زيان بزرگى به همراه نداشت . زيرا كارى كه موجب انس و الفت باشد بهتر از كارى است كه باعث تفرقه و جدائى گردد . اين نظر چندين اشكال دارد : اولا : لازمهء چنين سخنى اين است كه بگوييم : خدا در واجب يا مستحب نمودن امرى ، خطا كرده و چنين اعتقادى كفر است . ثانيا : اين سخن ، موجب نفى فضيلت ابو بكر در بخشش مال خود و فضيلت عثمان در تجهيز جيش العسره است و حال آنكه ديگر دوستان رازى معتقد به خلاف اين هستند . ثالثا : اين سخن مستلزم آن است كه افراد ثروتمند از پرداخت خمس و زكات و انجام حج معذور باشند ؛ زيرا انجام اين امور موجب رنجش فقير و وحشت ثروتمند مىگردد . رابعا : پرداخت صدقه نه تنها موجب رنجش افراد فقير نمىگردد - چرا كه آنان مىدانند نزد خدا و مردم عذر دارند - بلكه از طريق دريافت صدقه ، بهره اى هم نصيب آنان