سيزدهم : آيهء شريفهء * ( « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » ) * ( 1 ) است .
جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه سابق در اين امت ، على بن ابى طالب است .
فضل مىگويد :
اين حديث در روايات اهل سنّت وجود دارد امّا به اين تعبير : پيشروان امتها سه نفر هستند . مؤمن آل فرعون ؛ حبيب بن نجار و على بن ابى طالب . بدون شك على در گرويدن به اسلام پيشرو است و داراى سابقه و فضايلى است كه پوشيده نمىباشد . امّا اين آيه بر وجود نص امامت دلالت ندارد و حال آنكه مدعاى وى اثبات امامت است .
من مىگويم :
اگر امير المؤمنين پيش از تمام اين امت به اسلام گرويده است پس بهترين و با فضيلتترين ايشان مىباشد . زيرا پيشى گرفتن در ايمان به اسلام همانطور كه خدا شهادت مىدهد : * ( « أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » ) * نشانهء آگاهى و برترى است . زيرا آيه ، افادهء حصر مىنمايد و تنها او از ميان تمام صحابه ، مقرّب شمرده شده است . چرا كه قرب ديگران را نسبت به قرب او اصلا به حساب نياورده است . پس ميان او و ديگر اصحاب از لحاظ معرفت ، فضل و تقوا فاصلهء فاحشى وجود دارد . بدون ترديد شخصى كه چنين باشد امام است ، خصوصا كه او در ميان آن سه تن ، برترين بود .
سيوطى در تفسير اين آيه ذكر مىنمايد كه ابن مردويه با ذكر سند نقل نموده است كه ابن عباس در مورد آيهء * ( « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ » ) * گفت : « اين آيه در مورد حزقيل ، مؤمن آل فرعون و حبيب نجار كه در سورهء يس به او اشاره شده است و على بن ابى طالب نازل شد . هر يك از اين سه تن از تمام امت خويش ، پيش بودند و على از همه پيشتر بودم . » در آيهء بيست و سوّم خواهيم آورد كه سيوطى در تفسير سورهء يس از ابو داود و ديلمى و ابن عساكر نقل مىكند كه در آن روايت از اين افراد به صديقين تعبير شده است . و ذكر مىكند كه على از همه برتر بود .
آنچه ذكر كرديم منافات ندارد با اينكه حزقيل ، سابق امت موسى باشد - يعنى پيش از همه به موسى ايمان آورده است - اما امام آنان نباشد ؛ زيرا او قبل از موسى از دنيا رفت اگر زنده مىماند پس از موسى او امام مىشد نه يوشع ، اگر چه در برخى از روايات به جاى حزقيل ، يوشع ذكر شده است كه شايد اين دسته روايات ، صحيحتر باشد و
هامش
( 1 ) . واقعه / 10 .