به على ( ع ) ذكر كرده است ؟ ! سيوطى سخن ابن جوزى و ذهبى را نقل نموده و به دنبال آن مىگويد : اين حديث ، طريق ديگرى دارد كه آن را ابو على حداد در معجم خود بيان نموده است . سپس آن طريق را بيان مىكند .
بدين ترتيب ، فضل مجبور است درستى محتواى حديث را تصديق كند بلكه تواتر آن را بپذيرد ، خصوصا در صورتى كه اخبار ما ضميمهء آن گردد و تناسب فضيلت امير المؤمنين با چنين حديثى لحاظ شود .
به هر حال ، اين آيه با معنايى كه بيان شد بر امامت على ( ع ) دلالت دارد ؛ زيرا در روز قيامت اوّلين چيزى كه پس از توحيد و نبوّت پرسيده مىشود و براى عبور از صراط آشنايى با آن لازم مىباشد ، امامت است . زيرا همانطور كه بيان شد ، هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد مانند دوران جاهليت مرده است . بر خلاف ديگر احكام دين كه عمل نكردن به آن موجب خارج شدن از دين نمىگردد . زيرا جزء اصول دين محسوب نمىشوند . به همين دليل است كه اين آيهء كريمه در ميان آياتى است كه در مورد كافران صحبت مىكند .
با توّجه به مطالب فوق ، اشكال سخن فضل - كه مىگفت : بر فرض صحّت روايت ، تنها دلالت بر اين دارد كه على از اولياى خداست - نيز روشن مىشود . كدام عاقل است كه از آن روايت چنين معنايى برداشت كند ؟ بر فرض كه معناى روايت اين باشد ، وقتى تنها از ولايت على ( ع ) در قيامت سؤال مىشود نه ولايت ديگر اوليا معلوم مىشود كه ولايت او با ولايت ديگران از لحاظ فضليت و قربى كه به خدا دارد متفاوت است و چنين تفاوتى به موجب امامت پيش مىآيد .
همچنين بعيد است كه مراد از ولايت در اخبار ، دوستى باشد ، اگر چه دوستى او واجب و مزد رسالت به شمار مىآيد . البته به واسطهء ملازمه اى كه ميان دوستى خالص و اقرار به امامت على ( ع ) وجود دارد شايد بتوان ولايت را به معناى دوستى گرفت . زيرا وقتى ولايت او روشن شد ديگر كسى آن را انكار نمىكند ، مگر اينكه محبّت او را در دل نداشته باشد . اگر چه ، بر فرض كه مراد از ولايت دوستى باشد و در روز قيامت از محبّت على پرسيده شود و عبور از صراط تنها با محبّت او ممكن باشد . باز هم نشانگر اين حقيقت است كه على ( ع ) از مرتبه و فضيلت بسيار بزرگى برخوردار است كه ديگر صحابه از آن بىبهرهاند . لذا چون على افضل است ، براى امامت شايسته است .
در كتاب ينابيع الموده از حاكم و اعمش و محمّد بن اسحاق - صاحب كتاب مغازى - نقل
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص١٣٣