تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پس بر فرض كه اين حديث ، درست باشد ، مراد از اصحاب ، ثقل پيامبر و سفينهء نجات است ؛ يعنى همان خاندان او . و امّا نادرستى حديث از نظر سند ؛ سيد سعيد ( ره ) از قاضى عياض شارح كتاب الشفاء در مورد سند اين حديث نقل مىكند : بدان كه حديث مذكور را دار قطنى در الفضائل و ابن عبد در العلم از طريقى از حديث جابر نقل نموده‌اند و سندى كه اينها ارائه داده‌اند فاقد حجيّت است ، زيرا حارث بن غضين ، فرد ناشناخته اى است . اين حديث را همچنين عبد بن حميد در مسند خود از روايت عبد الرحيم بن زيد از پدرش از مسيب از عمر نقل كرده است كه بزاز مىگويد : عمر ، فرد عادل و درستكارى نبوده است . ابن عدى نيز در الكامل اين حديث را از حمزة بن ابى حمزهء نصيبى از نافع از عمر با اين تعبير نقل كرده است كه « بأيهم اخذتم بقوله » و از فعل أخذتم به جاى اقتديتم استفاده شده است كه اسناد اين حديث نيز ضعيف است . زيرا حمزه متهم به دروغگويى است . بيهقى در المدخل آن را از ابن عباس نقل مىكند و مىگويد : متن حديث مشهور است و اسانيد آن ضعيف است و هيچ كدام از آنها ثابت نشده است . ابن حزم مىگويد : اين حديث ساختگى و نادرست است . آيهء * ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد : يازدهم : آيهء * ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » ) * ( 1 ) است . عموم مفسران از ابن عباس و ابن سعيد خدرى نقل كرده‌اند كه پيامبر فرمود : « از ولايت على بن ابى طالب پرسيده مىشود . » فضل مىگويد : اين روايت از اهل سنت نيست و بر فرض صحّت دلالت بر اين امر دارد كه على از
هامش
( 1 ) . صافات / 24 .