ايمان داشته است و هنگامى كه ابراهيم به نبوّت مبعوث مىگردد از همان ابتدا به او ايمان مىآورد . و به كار بردن تعبير ( بازگشت - عود - در دو آيهء اخير از اين باب ) است كه به طور غالب از آنان پيروى مىكنند .
از اين گذشته ، مقتضاى استدلال ابن تيميه به آيهء اخير اين است كه تمام يا اكثر پيامبران - به گمان او - كافر بودهاند و اين نكته بر خلاف ضرورت دين اسلام و مسلمانان است .
واقع اين است كه وى هيچ انگيزه اى براى اين گمراهى جز انكار فضيلت على ( ع ) بر كسانى كه بيشتر عمر خود را در كفر گذراندهاند نداشته است . وى براى اظهار دشمنى بيشتر خود ، سجده نكردن برادر پيامبر اكرم ( ص ) - على ( ع ) - را پيش از ظهور اسلام انكار مىكند . مسئله اى كه با اجماع تمام مسلمانان مخالف است حتى هم مذهبان او هرگاه نام على ( ع ) را مىبرند ، مىگويند : « كرّم اللَّه وجهه » و مراد از اين جمله آن است كه على ( ع ) ، اصلا در برابر بت ، سجده نكرده است .
وى همچنان با حيلههاى مختلف و نادانيهاى خويش سعى در انكار فضل ولى المؤمنين دارد و خدا حسابرس او ، پيامبر ، گواه او و على ، دشمن اوست .
آيهء * ( « سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا »
مصنّف - اعلى اللَّه درجته - مىگويد :
نهم : آيهء شريفهء * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا » ) * ( 1 ) است كه اغلب راويان از ابن عباس نقل كردهاند اين آيه دربارهء امير المؤمنين على ( ع ) نازل شد و مراد از « ودّ » محبّت قلبى مؤمنان است .
فضل مىگويد :
اين روايت در تفاسير اهل سنت به چشم نمىخورد و بر فرض صحّت ، بر وجوب محبّت على دلالت دارد كه اين موضوع بالاتفاق واجب مىباشد . امّا نمىتوان آن را دليلى بر مدعاى او - علَّامه - كه اثبات امامت است به شمار آورد .
من مىگويم :
هامش
( 1 ) . مريم / 96 .