آيهء مباهله
مصنّف - قدّس سرّه - مىگويد :
ششم : آيهء مباهله است ، اجماع مفسرين بر اين است كه مراد از كلمهء « أبنائنا » حسن و حسين ، و مراد از « نساءنا » فاطمه ، و مراد از « أنفسنا » على است .
خداى متعال ، على را نفس - خود - پيامبر ( ص ) قرار داده است . منظور از اين تعبير :
بيان برابرى على با پيامبر است . كسى كه با انسان اكمل و اولى به تصرف ، مساوى باشد خود نيز فردى اكمل و اولى به تصرف است . اين آيه محكمترين دليل بر علوّ مرتبهء مولايمان امير المؤمنين ( ع ) است . زيرا خداى تعالى او را مساوى با رسول خدا شمرده است . و او را براى يارى رسول خدا ( ص ) جهت دعا كردن تعيين فرمود . كدام فضيلتى بالاتر از اينكه خداى متعال به پيامبر خويش دستور دهد كه از على براى دعا به درگاه الهى و توسل به حضرت حق كمك بگيرد ؟ اين مقام براى چه كسى دست داده است ؟
فضل مىگويد :
معمولا مباهله كنندگان به هنگام مباهله ، اهل بيت و نزديكان خويش را جمع مىكردند تا مباهله ساير اصحاب را نيز دربر بگيرد . لذا رسول خدا ( ص ) فرزندان و زنان خويش را جمع كرد و مراد از ( أنفس ) در اينجا ، مردان است ، گويى خداى متعال فرمان داده تا پيامبر زنان و فرزندان و مردان خانوادهء خويش را گرد آورد ، كه زنان همان فاطمه است و فرزندان حسن و حسين است و مردان ، پيامبر و على . اما ادعاى برابرى كه در اينجا گفته شده است ، قطعا نادرست مىباشد و نادرستى اين نظر ، از ضروريات دين است . زيرا هيچ يك از افراد اين امّت ، اصولا ، برابر با پيامبر نمىباشد و هر كس چنين ادعايى داشته باشد از دين خارج است . چگونه امكان دارد كسى با پيامبر ، مساوى باشد در حالى كه پيامبر اكرم ( ص ) رسول خدا و خاتم النبيين بوده و در ميان پيامبران اولى العزم از همه برتر است ؟ هيچ كدام از اين ويژگيها در على وجود ندارد . البته در اين آيه ، فضيلت بزرگى براى على بيان شده است و اين فضيلت مسلَّم است امّا دليلى بر امامت او نمىشود .
من مىگويم :
اين ادعا ، كه مباهله كنندگان عادت داشتند كه نزديكان خود را جمع كنند ، ادعاى دروغى است . چنين عادتى وجود نداشته است . من نمىدانم خود مباهله چه وقتى به شكل عادت درآمده بود تا جمعآورى خانواده و نزديكان در آن عادى باشد ؟ اگر چنين