تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نمىگردد ، مثلا اگر كسى بگويد : اى مردم ! از خدا بترسيد ، خودش جزء مخاطبين محسوب نمىشود . و هر گاه كسى ، گروهى را فراخواند ، خودش در زمرهء فراخوانده شدگان به شمار نمىآيد . 2 - روايتى است كه ابن حجر در الصواعق المحرقه ذيل همين آيهء شريفه - كه آيهء نهم از آياتى است كه در شأن اهل بيت نازل شده - از دار قطنى نقل مىكند : « على در روز شورا با اين آيه با اهل شوراى احتجاج نموده و فرمود : شما را به خدا سوگند ، آيا كسى غير از من در ميان شما هست كه از لحاظ خونى از من به پيامبر نزديكتر باشد ؟ آيا كسى غير از من هست كه پيامبر او را نفس خود شمارد و فرزندانش را فرزندان خويش بداند و زنانش را زنان خود ذكر كند ؟ مردم پاسخ دادند : به خدا سوگند خير . » واحدى و ديگران از شعبى روايت كرده‌اند كه : مراد از « أبنائنا » حسن و حسين است و مراد از « نساؤنا » فاطمه است و مراد از « أنفسنا » على بن ابى طالب است . و اين سخن فضل « هر كس كه مدعى برابرى على با پيامبر باشد از دين خارج است . » خودش خارج شدن از راه حقيقت آشكار است ، زيرا مقصود علَّامه برابرى در ويژگيها و كمالات ذاتى است نه آن ويژگيهايى كه موجب برگزيدگى آن حضرت به پيامبرى و امتياز او از على ( ع ) باشد . و اين گونه برابرى ، مفاد حديثى است كه در كتاب كنز العمال باب فضايل على ( ع ) به نقل از ابن ابى عاصم و ابن جرير كه آن را صحيح نيز مىشمارد و طبرانى در الاوسط و ابن شاهين در السنه - وارد شده است : پيامبر ( ع ) به على ( ع ) فرمود : از خدا هيچ چيز را نخواستم مگر اينكه مانند آن را براى تو نيز خواستم . و هيچ چيز نيست كه از خدا خواسته باشم اما به من نداده باشد به استثناى مسئلهء نبوّت كه به من گفته شد پس از تو پيامبرى نيست . دليل ديگر ، روايت مستفيضى است كه از پيامبر ( ص ) نقل شده مبنى بر اينكه « إن عليا منّى و أنا منه » يعنى : على از من است و من از على . پس اين آيهء شريفه ، بر امامت على ( ع ) دلالت دارد . زيرا برابرى او با رسول اكرم ( ص ) در تمام خصوصيتها به استثناى امتياز نبوّت ، مستلزم آن است كه على نيز مانند پيامبر از مؤمنان نسبت به خودشان سزاوارتر باشد و از تمام جهات نسبت به ديگران برترى داشته باشد . و پيروى او از ديگران ، همانند پيروى پيامبر از ديگران ناممكن باشد . براى استدلال به امامت على از طريق اين