كذب ، خصوصا در مسئله اى مثل امامت بزرگترين پليدى است . اينكه فضل گفت :
« نمىپذيريم كه على ( ع ) براى خود ادعاى امامت نمود . » همان گونه كه توضيح آن گذشت ، لجاجت آشكار است و الَّا چه دليلى داشت كه در بيعت با آنان تأخير كند تا آنكه او را با زور وادار به بيعت كنند و در طول زندگى از ستمى كه بر او روا داشتهاند ، بنالد و زبير شمشير بكشد و ديگر مطالبى كه در اينباره گذشت .
آيهء مودّت
مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد :
چهارم : آيهء * ( « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ) * ( 1 ) جمهور در صحيح مسلم و بخارى ، احمد بن حنبل در مسند و ثعلبى در تفسير خود از ابن عباس نقل كردهاند كه گفت :
« چون آيهء * ( « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ) * نازل شد ، مردم پرسيدند : اى رسول خدا ! نزديكانت چه كسانى هستند كه دوستى آنان را بر ما واجب كردى ؟ فرمود :
على ، فاطمه و دو فرزندشان . » وجوب دوستى نيز مستلزم وجوب طاعت است .
فضل مىگويد :
مفسران در معناى آيه اختلاف دارند . بعضى گفتهاند : استثنا منقطع است و معناى آيه چنين مىشود : در تبليغ رسالت پاداشى از شما نمىخواهم ليكن دوستى نزديكانم بين من و شما حاصل است و لذا در هدايت شما و تبليغ رسالت به شما تلاش و مجاهده مىكنم . بعضى هم گفتهاند : استثنا متصل است و معناى آيه چنين مىشود : هيچ پاداشى بر تبليغ رسالت از شما نمىخواهم به جز دوستى نزديكانم . ظاهر آيه بر اساس اين معنى ، شامل تمام نزديكان پيامبر مىشود و بر فرض كه آيه را به كسانى كه ذكر شد اختصاص بدهيم ، باز هم بر خلافت على دلالت ندارد ، بلكه بر وجوب دوست داشتن على دلالت مىكند و ما نيز مىگوييم كه دوستى او بر تمام مسلمانان واجب است و راستى همراه با اطاعت است و لازم نيست هر كس كه مطاع است داراى زعامت كلى باشد . تعجب از اين مرد است كه چگونه نفهميده است استدلال به اين آيه براى اثبات امامت على بسيار دور
هامش
( 1 ) . شورا / 23 .