دختران ، نزديكان و همسرانش را ملحق به چهار تن از اهل بيت خويش نمود .
آثار ساختگى بودن اين روايت ، آشكار است ؛ زيرا ما عبايى را كه تمام بنى هاشم و همسران پيامبر را دربر بگيرد سراغ نداريم ! بخصوص با توّجه به اينكه در آن زمان ، تعداد آنان حدود صد نفر مىشد ! بر فرض كه چنين عبايى وجود داشته است ، پيامبر چه نيازى به تهيهء آن داشته ؟ اگر كسان ديگرى همراه اين پنج تن بودند قطعا شهرت مىيافتند و ابراز مىكردند و بدان افتخار مىورزيدند ؛ چرا كه اين موقعيتى بود كه براى كسب آن رقابت وجود داشت . آيا شما فكر مىكنيد ، حفصه همسر پيامبر ، مشمول اين آيه واقع شد اما اين مسئله را ذكر نكرد ؟ يا فكر مىكنيد عايشه آن را در مورد اين پنج تن نقل نمود و خود را كنار گذاشت ؟ و آيا كسانى كه به امير المؤمنين ( ع ) حسادت مىورزند از آن غفلت نمودند ؟ تازه تمام اين اشكالات تنها در صورتى است كه به سند حديث كارى نداشته باشيم و منافات آن را با اخبار متواتر وارده ، نديده بگيريم .
برخى نيز به حديثى كه از واثله نقل شده است استدلال كردهاند مبنى بر اينكه وقتى پيامبر ( ص ) چهار تن پاك را گرد آورد و آيه را تلاوت فرمود ، واثله گفت : من هم از اهل بيت شما هستم ؟ پيامبر فرمود : تو نيز از اهل بيت من هستى . در جائى كه واثله از اهل بيت محسوب مىشود ، نزديكان و همسران او جاى خود دارند . پاسخ اين است كه بر فرض صحّت سند آن ، داخل شمردن واثله در جمع اهل بيت ، نوعى مجازگويى است و لذا اولويت همسران را ثابت نمىكند . از اين گذشته اين روايت با روايت سابق - كه از واثله نقل شد - مبنى بر بيرون بودن او از مفهوم اهل بيت تعارض دارد و آن روايت او ، با توجه به تكيه اى كه به اخبار متواتر دارد مشهورتر و صحيحتر است .
گاهى نيز به حديث ديگرى كه احمد در مسند خود از ام سلمه نقل كرده است استدلال مىشود . ام سلمة در اين روايت مىگويد :
پيامبر اكرم ( ص ) عبايى خيبرى را از زير من برداشت و روى خويش ، على ، فاطمه و حسنين كشيد و دو طرف آن را با دست چپ نگه داشت و دست راستش را به آسمان بلند كرد و سه بار براى تطهير آنان دعا فرمود . ام سلمه مىگويد : من پرسيدم : اى رسول خدا ! آيا من از اهل تو نيستم ؟ فرمود : آرى ، داخل عبا شو . من
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص١٠١