گويند ، خصيب رئيس ماليات مصر از نسب ابو نواس از وى سؤال كرد بو نواس گفت : ادب من از نسبم مرا بىنياز مىكند . خصيب ساكت ماند و او را بدان جهت بونواس مىگفتند كه دو زلف بالاى پيشانىاش بر روى دوشش ريخته بود و نوسان و حركت داشت .
« حكمى » به فتح حاى بىنقطه منسوب به حكم بن سعد عشيره است كه قبيلهء بزرگى در يمن بودهاند و جراح بن عبد اللّه حكمى امير خراسان از آن قبيله بود ، و ابو نواس كه آزادشدهء او بوده است به وى منتسب مىباشد .
بو نواس ، در بغداد مىزيست و در ماه جمادى الاولى سال 355 هجرى درگذشته است .
مؤلف گويد ، تاريخ درگذشت ابو نواس را به طورى كه از تاريخ ابن خلكان و مختصر آن نوشتيم قابل تأمل است زيرا ، وى در روزگار هارون و مأمون مىزيسته و چگونه ممكن است صد و پنجاه سال پس از آنان زنده باشد . مانند همين سؤال و جواب كه ميان بو نواس و خصيب اتفاق افتاده است ، راجع به ابن جنى هم گفتهاند كه ضمن شرح حالش تذكر خواهيم داد .
ابن شهرآشوب در معالم العلماء ، ابو نواس را در شمار سرايندگان و ستايشگران اهل بيت عليهم السّلام آورده و به همين مناسبت هم ما او را در بخش اوّل اثر خود كه ويژهء اعلام شيعه است نام بردهايم . در عين حال پارهاى از اخبار در نكوهش او رسيده است .
حموينى به سند خود در كتاب فرائد السمطين ، از حافظ ابو بكر احمد ابن حسين بيهقى ، از حاكم ابو عبد اللّه نيشابورى ، از على بن محمّد بن يحيى مذكر ، از صدوق ، از حسن بن ابراهيم بن احمد بن هشام مكتب ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش روايت كرده ، گفت : ابو الحسن محمّد بن على فارسى ، از ابو نواس روايت كرده ، گفت : در يكى از روزها كه حضرت مولا على بن موسى الرضا عليه السّلام از دربار مأمون بيرون مىآمد و بر استرى سوار بود
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٨٧