تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
مىدرخشد ، ستايشى نكردى ! بونواس در پاسخ او گفت به خدا سوگند علت اينكه دم از ستايش آن حضرت نزدم رعايت مقام عظمت آن جناب بود . زيرا ، مشاهده كردم مثل منى قابليت ندارد كه به ستايش از آن حضرت بپردازد و پس از اندكى ابياتى گفت كه چند بيت زير از آن‌هاست :
مطهّرون نقيّات جيوبهم * تجرى الصلاة عليهم أينما ذكروا من لم يكن علويّا حين تنسبه * فما له فى قديم الدهر مفتخر اللّه لمّا برا خلقا فاتقنه * صفاكم و اصطفاكم ايها البشر فانتم الملأ الاعلى و عندكم * علم الكتاب و ما جاءت به الزبر
خاندان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بزرگواران پاكدامنى هستند كه در هركجا نام برده شوند مردمان از هر تيره‌اى كه باشند بر آنان درود مىفرستند . و هركسى كه به ولايت على عليه السّلام مفتخر نباشد ، از هيچ نسبتى برخوردار نيست و حق مفاخرت و مباهات به كسى را ندارد . اى گروه بشرى كه ، در مقام بشريت چون همگانيد . آن‌گاه كه خداى متعال ، آفريدگان خويش را به‌وجود آورد شما را از هرگونه آلودگى پاكيزه ساخت و شما را از ميان آن‌ها برگزيد . آرى ، شما برترين و بهترين آفريدگان هستيد و خدا دانش كتاب‌هاى آسمانى و حقايق امور را به شما ارزانى داشته است . ابن خلكان در تاريخ خود مىنويسد : اسماعيل بن نوبخت گفته است ، هيچ سراينده‌اى را به وسعت دانش بونواس نديده‌ام و با آنكه كتاب‌هاى زيادى در دست مطالعه نداشت حافظه‌اش از همه بيشتر بود . وقتى از ابو نواس دربارهء نسبش سؤال كردند كه ، نسبت تو به كدام قبيله و عشيره مىرسد ؟ در پاسخ گفت : ادب من از نسبم مرا بىنياز مىكند . پس از اين سائل ساكت ماند . و او را بدان جهت بو نواس گفتند كه دو سوى زلفش بر روى دوشش ريخته بود و نوسان و حركت داشت .