تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
ابو نواس ، در بصره متولد شد و همان‌جا رشد كرد و پس از آن به كوفه رفت . جد ابو نواس آزاد شده جراح بن عبد اللّه حكمى والى و استاندار خراسان بوده و به‌همين‌جهت ، او و بستگانش را حكمى مىگفتند . ابو نواس ، در روزگار ولايت حضرت امام رضا عليه السّلام و زمان زمامدارى مأمون بلكه ، در هنگام جهان‌دارى هارون مىزيسته است . ابو نواس ، در منقبت حضرت مولا على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثناء ، اشعارى معروض داشته است كه حاكى از تشيّع و حسن حال اوست . ابن خلكان اشعار زير را كه در ستايش حضرت رضا عليه السّلام معروض داشته ، از وى نقل كرده است :
قيل لى انت احسن الناس طرّا * فى فنون من المقال النبيه لك من جيد القريض مديح * يثمر الدرّ فى يدى مجتنيه فعلى ما تركت مدح ابن موسى * و الخصال التى تجمّعن فيه قلت لا أستطيع مدح امام * كان جبريل خادما لأبيه
به من مىگويند در سرودن مضمون‌هاى خردمندانه و در كليه فنون شعر ، از همگان برتر و والاترى . و اشعار زيبا و چكامه‌هايى كه دارى مانند مرواريد در كف مرواريدفروش ثمر ، و فايده مىرساند . بنابراين ، چگونه زبان به ستايش حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام برنداشتى و از آن‌همه خوىهاى پسنديده‌اى كه در اوست ستايش نكردى ؟ در پاسخ گفتم ، چگونه مىتوانم از پيشواى به حقى ستايش كنم كه ، جبرئيل خدمتكار آستان ولايت توأمان پدر ارجمند او مىباشد . و علت اينكه وى چنان اشعارى را سرود آن بود كه يكى از دوستانش خطاب به وى گفت ، آدمى را وقيح‌تر بىارزش‌تر از تو نديدم زيرا ، تو از شراب و دريا و صحرا و بالاخره از همه چيز ستايش كرده‌اى و اما از حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام كه امروز چون خورشيد تابانى