ابو نواس ، در بغداد مىزيست و فنون ادب را از ابو عمرو زاهد فراگرفته بود و در اين رشته سرآمد اقران شده بود و در ماه جمادى الاولى سال 355 هجرى درگذشته است - كلام ابن خلكان به پايان رسيد .
مؤلف مختصر تاريخ ابن خلكان گويد : جد ابو نواس آزاد شده جراح بن عبد اللّه حكمى والى خراسان بوده است و نسبت وى به او منتهى مىشود .
از محمّد بن داود بن جراح نقل شده ، در كتاب الورقه گويد ، ابو نواس در بصره متولد شده و همانجا رشد يافته است . پس از آن به اتفاق والبة بن حباب به كوفه رفته و ازآنجا عازم بغداد شده است .
ديگرى گفته ، بو نواس در اهواز به دنيا آمده و در سن دوسالگى از اهواز بيرون رفته و مادرش به نام « جلبان » از مردم اهواز بوده است و پدرش از لشكريان مروان بن محمّد ، آخرين پادشاه بنى أميه بوده ، و از مردم دمشق است و ازآنجا به منظور مرزدارى به اهواز رفته و با جلبان ازدواج كرده و از او چندين فرزند آورده ، از آن جمله ابو نواس و ابو معاذ است .
اسماعيل بن نوبخت گفته هيچكسى را به وسعت دانش و حافظهء ابو نواس نديدهام و نخستين شعرى را كه سروده در آغاز كودكىاش بوده ، و عبارت از اشعار زير است :
حامل الهوى تعب * يستخفه الطرب
ان بكى يحق له * ليس ما به لعب
تضحكين لاهية * و المحب ينتحب
تعجبين من سقمى * صحتى هى العجب
عاشقى كه بار عشق را بر دوش مىكشد ، خوشحالى از وى شرم دارد . و هرگاه بگريد شايسته به حال اوست و اين كار او ، بازى و بيهوده نيست .
زنها به او مىخندند و عاشق به خنده و تمسخر كردن آنها توجهى ندارد .
آرى ، عاشق است كه بايد در فراق معشوقش بگريد . آنان از بيمارى و نزارى من در شگفتند ، و من از اينكه سلامت باشم در شگفتم .