است كه اين ميت همان كسى است كه از ناحيه خدا به اجر خود رسيده و خداى متعال هم حق او را ادا فرموده چنانكه خواستهء روحى او را عنايت كرده بازهم براى لفظ معلوم وجه صحيحى متصور خواهد بود . و لازمه اين معنى آن است كه كلمه متوفى را به لفظ معلوم ادا كند ، چنانكه او هم ادا كرده است ليكن توجه به اين موضوع نداشته و براى تحقيقات بيشتر به كتابهاى ادبى بايد رجوع كرد .
پيش از اين ، از مناقب نقل شد كه وجه تسميه نحو ، همان جملهاى بوده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود « ما احسن هذا النحو » و بدين مناسبت آن علم را علم نحو ناميدند روايت ديگرى هم براى وجه تسميه آن ايراد شده است « 1 » .
و اما اينكه چرا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ابو طالب را در حالى كه مجرور بوده به واو مرقوم داشته ، در كتابخانه آستانه مباركه حضرت رضا عليه السّلام دو فقره قرآن كريم را به خط حضرت امير المؤمنين عليه السّلام زيارت كردم در پايان
هامش
( 1 ) - مرحوم سيد ابو محمّد صدر در تأسيس الشيعة ، تحقيقات مفصلى راجع به تأسيس علم نحو كرده كه در فصل اوّل آن كتاب ضمن سه صحيفه ايراد كرده صحيفه اوّل آن مربوط به واضع علم نحو است و در ضمن آن هم اشاره به وجه تسميه نحو كرده از جمله حضرت مولا رقيمهاى را به ابو الاسود مرحمت كرد و فرمود انح نحو هذا فلهذا سمى النحو نحوا و از بعضى از ادبا كه گويا شارح كتاب ارشاد النحو باشد نقل كرده ، نحو در لغت به معناى قصد است و اين علم چون به خاطر درست خواندن وضع شده ، علم نحو خواندهاند چنانچه انح هذا النحو به معناى اقصده بوده است و به عبارت ديگر نظر به اينكه وضع نحو براى شناختن احوال اواخر كلمه است نحو را براى معرفت مزبور و قصد بدان ، نحو خواندهاند . و قيل انها سمى النحو نحوا لأن النحو هو ان ينحو طريقة فى العرب فى التراكيب فتعرب ما اعربوا و تبنى ما بنوا ، باز نقل كرده هنگامى كه ابو الاسود قواعد عربى را به ذوق خود وضع كرد حضور امير المؤمنين عليه السّلام تقديم داشت حضرت فرمود نعم ما نحوت اى قصدت و پس از آن از لفظ مبارك تفاؤل زده و اين علم را بدان اسم ناميدند . كلمه نحو داراى چند معنى است چنانچه در اين دو شعر آمده است :نحوت نحو دارك يا حبيبى * وجدنا نحو الف من رقيب
وجدناهم جياعا نحو كلب * تمنوا منك نحوا من شريبى- م .