از ازدواج آنها با اين گروه فرزندانى به وجود آمد كه اصطلاحات فصيح و بليغ و سخنان آراستهء قريش را به تباهى كشانيد تا آنجا كه دختر خويلد اسدى كه با بعضى از نبطىها ازدواج كرده بود در يكى از روزها گفت : ( ان ابوى مات و ترك على مال كثير ) يعنى اباى كه اسم ان است و منصوب است ، مرفوع و همچنين مال و كثير كه مفعول براى ترك است و مالا و كثيرا بايد گفته شود مرفوع ، خوانده است . و بالاخره اينگونه تباهى زبان موجب تأسيس قواعد نحو شد .
و هم گويند يكى از عربها از مردى بازارى شنيد كه آيهء شريفه :
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . . .
« 1 » را در هنگام تلاوت به جر رسوله قرائت كرد يعنى ، همانطور كه خدا از مشركان بيزار است از پيمبر هم بيزار خواهد بود . اين طرز قرائت كه مستلزم چنان معناى نادرستى بود شنونده را بر آن داشت كه از ناراحتى زياد ، سر تلاوتكننده را شكست . خواننده كه از همه جا بىخبر بود به مخاصمه برخاسته و حضور حضرت مولا عليه السّلام شرفياب شده ، جريان را به عرض رسانيد آن اعرابى هم اظهار داشت وى با چنان قراءتى كه كرد كافر به خدا شد حضرت مولا عليه السّلام فرمود آرى ، و ليكن او تعمدى در قرائت نداشت و طرز قرائت و دستور زبان عربى را نمىدانست .
و هم گويند ابو الاسود براثر ناراحتى كه در چشم داشت هنگامى كه مىخواست حضور حضرت مولا عليه السّلام شرفياب شود دخترش كه سنى از او نگذشته بود دست او را مىگرفت و به حضور مبارك هدايت مىكرد . در يكى از روزها طبق معمول همراه دخترك به دارالولايه حضرت ولايت كبراى الهيه مشرف مىشد دخترك گفت : يا ابتاه ما اشد حر الرمضاء . اى پدر
هامش
- استخراج آب از زمين مهارت داشتند آنها را نبطى گفته چه آنكه انباط به معناى جوشش آب از زمين است - م .
( 1 ) - سورهء توبه : 3 .