سخنى بگويم متفرق ساخت ؟ امروز همان غذا را ترتيب بده و فرزندان عبد المطلب را به حضورم دعوت كن . على عليه السّلام فرموده است بطورى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمان داده بود ، غذائى مثل ديروز تهيه ديدم و فرزندان عبد المطلب را به حضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دعوت كردم ، ميهمانان يكى پس از ديگرى حضور يافتند . پس از اجتماع آنان ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد كه سفره گسترده شود و غذا حاضر گردد . سفره گسترده شد و كاسهء غذا در برابر رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله گذاشته شد ، پيغمبر همان رفتار ديروزى را اجرا كرد و ميهمانان را به تناول غذا دستور داد .
همگان خوردند و سير شدند . آنگاه فرمود : آشاميدنى حاضر كن . همان كاسه شير را به حضورش آوردم و همگان از آن آشاميدند و سيراب شدند . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بلافاصله آغاز به سخن كرد و خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود : سوگند به خدا ! در ميان عرب ، جوانى را سراغ ندارم كه براى قومش حقيقتى را بهتر از آنچه من براى شما آوردهام ، آورده باشد ؛ بديهى است كه نيكى دنيا و آخرت را براى شما آوردهام . پروردگارم ، به من دستور داده است تا شما را به سوى او دعوت كنم .
در اين رابطه كدام يك از شما حاضر است وزارت مرا به عهده بگيرد و در پيشبرد نبوّتم به من كمك نمايد تا برادر ، وصى و خليفهء من در ميان سايرين باشد ؟
على عليه السّلام فرموده است كه افراد همگى سر به زير افكندند و پاسخى ندادند - و من كه از آنها ، سنّم كمتر ، چشمم ريزتر ، شكمم بزرگتر و ساقم نازكتر بود - عرض كردم :
يا رسول الله ! من حاضرم عهدهدار وزارت شما باشم و در پيشبرد امور نبوّتى پشتيبان شما باشم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست مباركش را روى گردن من گذاشت و فرمود : اين بزرگوار ، برادر و وصى و خليفه من در ميان شما مىباشد . در اين راستا سخن او را بشنويد و از فرمان او اطاعت نمائيد . حضرت على عليه السّلام مىفرمايد : پس از اين جريان ، حاضران از محل خود برخاسته در حالى كه مىخنديدند بطور تمسخرآميز خطاب به « ابو طالب » گفتند : محمد به تو دستور
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 205
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٠٥