باب چهل و نهم حضرت على عليه السّلام خليفهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله است .
[ تاريخ ابن جرير طبرى 2 / 62 ] به سند خود ، از « ابن عباس » او هم از على بن ابيطالب عليه السّلام روايت كرده است ، هنگامى كه آيهء شريفه * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * نازل شد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا به حضور طلبيد فرمود : يا على ! خداى تعالى به من امر فرموده تا خويشاوندان نزديكم را انذار كنم ؛ انجام اين دستور بر من گران و مشقت بار است و مىدانم كه هر گاه آنها را به آئين خويش بخوانم و از مخالفت با خدا ، آنها را انذار نمايم ، رفتارى از آنان به ظهور مىرسد كه مكروه طبع من است ؛ براى همين از انذار آنها باز ايستادم و سكوت كردم تا اينكه « جبرئيل » آمد و گفت : اى محمد ! چارهاى جز اين نيست كه دستور الهى را به مرحلهء اجرا در آورى و اگر از فرمان الهى سرپيچى نمائى ، پروردگار ، تو را شكنجه خواد كرد ! اينك ( اى على ! ) غذائى تهيه كن و يك پاچه گوسفند پخته شده در روى آن بگذار و براى ما هم ظرف شيرى مهيا كن ، آنگاه فرزندان عبد المطلب را به حضورم دعوت كن تا با آنها گفتگو كنم و در ضمن آن ، مأموريت خويش را به آنان