باز هم پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله صورتش را از من برگردانيد و با پيشنهاد من موافقت ننمود .
پرسيدم : آيا « عثمان » را به جانشينى خود انتخاب نمىفرمائى ؟ اين بار هم پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از پاسخ دادن به من اعراض كرد و اظهار موافقتى نفرمود . پرسيدم : آيا على عليه السّلام را به جانشينى خود برنمىگزينى ؟ در پاسخ فرمود سوگند به خدائى كه جز او خدائى نيست ! - على ، وصى و خليفهء پس از من است - اگر با او بيعت كنيد و از فرمان او سرپيچى ننمائيد ، همگى شما را به بهشت خواهم برد .
« هيثمى » گفته كه « طبرانى » هم اين حديث را نقل كرده است .
و نيز از آن جمله : « مناوى » در [ كنوز الحقايق ص 145 ] از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه فرمود : كسى كه بر سر خلافت با على عليه السّلام پيكار نمايد ، او را بكشيد ، هر كس كه مىخواهد باشد ! « مناوى » گفته كه « ديلمى » هم اين حديث را نقل كرده است .
و نيز از آن جمله : « خطيب بغدادى » در [ تاريخ بغداد 1 / 135 ] به سند خود ، از « عبد الله » ، پسر « احمد حنبل » ، نقل كرده است كه در يكى از روزها ، در حضور پدرم نشسته بودم كه گروهى از كرخيهاى بغداد وارد شدند و راجع به خلفاى سه گانه مطالب بسيارى به زبان آوردند . و دربارهء خلافت على عليه السّلام مطالب فراوانى متذكر شدند و سخن به درازا كشيد . پدرم سر بالا كرد و خطاب به آنان گفت : اى مردم ! چه سخنان بسيارى دربارهء خلافت على عليه السّلام اظهار مىداريد ! همين اندازه بايد گفت و اعتراف كرد كه خلافت ، به على عليه السّلام اعتبار و شخصيت نداده و لباس خلافت ، به اندام او زينت نبخشيده است بلكه على عليه السّلام است كه به خلافت ، ارج و بهاء داده و اندام آن را زينت بخشيده است ! « خطيب » از « سيارى » نقل نموده است ، هنگامى كه سخن « احمد حنبل » را به اطلاع يكى از شيعيان رسانيدم ، وى گفت : نيمى از خاطره تلخ و كينهاى كه از
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 207
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٠٧