[ ذخائر العقبى محب طبرى ص 92 ] از « انس بن مالك » روايت كرده كه در يكى از اوقات ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، به منبر تشريف برد و پس از ايراد بيانات مفصلَّى ، فرمود : على كجاست ؟ حضرت على عليه السّلام با شتاب از محل خود برخاست و عرض كرد : اينك من حاضر و آماده به خدمتم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن حضرت را بحضور خواند و به سينه چسبانيد و پيشانى مباركش را بوسيد و با صداى بلند فرمود : اى گروه مسلمانان ! اين بزرگوار ، برادر و پسر عمو و داماد من است . اين عاليمقدار ، گوشت و خون و موى من است . اين بزرگوار ، پدر دو نوادهام ، حسن و حسين ، است كه دو بزرگ جوانان اهل بهشتند . اين بزرگواريست كه ناراحتىها را از من مىزدايد . اين بزرگوار ، شير خدا و شمشير خدا در روى زمين است . لعنت خدا و لعنت لعنت كنندگان ، بر دشمنان و كينه توزان او باد ! من و خدا از چنان افرادى بيزاريم ؛ پس كسى كه همچنان مىخواهد خدا و من از او بيزار باشيم ، ( راه گمراهى را ادامه دهد ) نسبت به على عليه السّلام اظهار تبرّى نمايد . اينك سخنان مرا آنها كه حاضر و شاهدند به اطلاع آنان كه غائبند برسانند . سپس خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : يا على ! در محل خود آرام بگير ، كه خدا از موقعيت و مقام تو آگاه است .
« محب طبرى » گويد : « ابو سعيد » اين حديث را در كتاب « شرف النبوة » نقل كرده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 520
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٥٢٠