« احمد حنبل » به دل داشتم ، به سبب اين سخن دلنشين ، از دل خود زدودم ( 1 ) ! !
و نيز از آن جمله : « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابه 4 / 32 ] به سند خود ، از « مدائنى » نقل كرده است ، هنگامى كه حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام وارد كوفه شد ، يكى از دانشمندان عرب به حضور مقدسش شرفياب شد و عرض كرد : سوگند به خدا ، اى امير المؤمنين ! تو خلافت را زينت دادى و خلافت تو را زينت نبخشيد .
خلافت را به سر حد كمال بالا بردى و خلافت در رفعت مقام چيزى به تو نيفزود .
خلافت نياز زيادى به تو دارد و تو با مراتب معنويت و قداستى كه دارى به هيچ وجه نيازى به آن ندارى .
هامش
( 1 ) از اين به بعد ، به جبران سخن والائى كه « احمد حنبل » گفته است و به پيروى از شيعهء ياد شده ، در ترجمه اين كتاب از وى به نام « امام » ياد خواهيم كرد و اميد است به همين جمله كه اظهار كرده است ، رضايت حضرت مولى على عليه السّلام را جلب نموده باشد ( مترجم )نشابور نيفزود ز خيام و ز عطار
خدا بود كه افزود اديب الادبارا