مىدهد تا سخن فرزندت را بشنوى و از دستور او فرمان ببرى !
مؤلف گويد : « متقى » در [ كنز العمال 6 / 392 ] اين حديث را بطور اختصار ايراد كرده و اظهار مىدارد كه اين حديث را « ابن جرير » روايت نموده است و در مجلد 6 صفحه 398 با اختلاف اندكى ، همين حديث را آورده است و اظهار مىدارد كه اين حديث را « ابن اسحاق » ، « ابن جرير » ، « ابن ابى حاتم » ، « ابن مردويه » ، « ابو نعيم » و « بيهقى » - هر دو تن اخير در كتاب « الدلائل » - نقل كردهاند .
در رابطهء با حديث مورد بحث ، بخشى از احاديث وارد شده ، كه مناسب است آنها را در پايان اين باب متذكر شويم .
از جمله ، حديثى است كه در جزء اول ، در باب سى و دوم در ذيل فرمايش رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام كه فرمود : « أنت منّى بمنزلة هرون من موسى » . « احمد حنبل » ، « نسائى » ، و « طبرانى » و ديگران به سندهاى خود ، از « عمرو بن ميمون » از « ابن عباس » نقل كردهاند و در اين حديث آمده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : شايسته نيست از دنيا رحلت كنم مگر آنكه تو خليفهء من باشى .
و نيز از آن جمله : هيثمى در [ مجمع 8 / 314 ] از « عبد الله بن مسعود » روايت كرده است كه در شب جن ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا در رديف خود سوار بر مركب كرد تا به بالاترين مكان مكه رفتيم ، در آنجا خطى براى من ترسيم نمود تا آنجا كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : به من وعده داده شده است كه جن و انس به من ايمان مىآوردند . بديهى است كه آدميان به من ايمان آوردند و جنيان را هم ديدهام كه به من ايمان آوردهاند و سپس فرمود : چنان مىپندارم كه مرگ من نزديك است ! عرض كردم : اگر ارتحال شما فرا رسيده است ، آيا « ابو بكر » را به خلافت پس از خود معين نمىفرمائى ؟ پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از پاسخ دادن به من اعراض نمود و با پيشنهاد من موافقت نكرد . گفتم : آيا « عمر » را به جانشينى خود بر نمىگزينى ؟
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 206
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٠٦