وى را به قتل تهديد كنند دست بردارند ، در اين امت هم درست است كه اكثر صحابه دم از خطا كارى بزنند و « ابو بكر » را به خلافت بر خود بگمارند و از حضرت على عليه السّلام كه وصى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله است دست بردارند و او را چنان كه « ابن قتيبه » اظهار داشته است ، تهديد به قتل كنند ! !
« ابن قتيبه » در كتاب « الامامة و السياسة » به مناسبت قصهء بيعت على عليه السّلام ، مىنويسد : عدهاى از مردم از پذيرش خلافت امتناع ورزيدند و در خانهء حضرت على عليه السّلام متحصّن شدند . « ابو بكر » كه از عمل آنها بر آشفته و براى اينكه آنان هم با وى بيعت كنند ، به « عمر » دستور داد تا آنها را به بيعت خود دعوت كند . « عمر » طبق مأموريتى كه داشت به خانهء حضرت على عليه السّلام آمد و آنها را به بيعت با « ابو بكر » دعوت كرد . متحصّنان از بيرون آمدن از خانهء حضرت على عليه السّلام امتناع كردند .
« عمر » دستور داد هيزم حاضر كنند و فرياد زد به خدائى كه جان « عمر » در دست اوست ، يا از خانهء على عليه السّلام بيرون بياييد ، و يا خانه را با كسانى كه در آن هستند ، آتش خواهم زد ! ! يكى از حاضران خطاب به او ، گفت : اى ابا حفص ! در اين خانه فاطمه عليها السّلام است ! « عمر » پاسخى كه در شأن خودش بود به وى داد . متحصّنان كه چاره را منحصر به خارج شدن از خانه على عليه السّلام ديدند بيرون آمدند و با « ابو بكر » بيعت كردند و تنها على عليه السّلام در خانه باقى ماند - تا آنجا كه نوشته است - « عمر » پيش « ابو بكر » آمد و گفت : آيا اين مرد متخلَّف ( على عليه السّلام ) را كه حاضر نيست با تو بيعت كند ، مؤاخذه نمىكنى ؟ - تا آنجا كه مىنويسد - « عمر » با گروهى از همدستانش به در خانه فاطمه عليها السّلام آمد ، كوبه در را به حركت آورد ، به محض اينكه حضرت زهرا عليها السّلام صداى آنان را شنيد ، با فرياد بلند خطاب به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى پدر ! اى رسول خدا ! ببين پس از رحلت تو ، از پسر « خطاب » و پسر « ابو قحافة » چه مىكشيم و چه مىبينيم ! حاضران كه صداى زهرا عليها السّلام و گريه آن حضرت را شنيدند ، همگى گريستند و با چشم گريان بازگشتند و به قدرى ناراحت
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 161
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٦١