تعالى حضرت على عليه السّلام را به اين مقام منصوب فرموده است . در اين هنگام « حارث » چارهاى نديد ، جز اينكه عليه خود نفرين كرد و به عذاب الهى گرفتار آمد و به هلاكت رسيد . و هرگاه منظور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از مولويت على عليه السّلام اين بود كه مردم را به محبت و نصرت على عليه السّلام و امور ديگر دعوت كند ، عمل با اهميتى نبود كه سينهء « حارث » را تا آنجا در تنگنا در آورد كه عليه خود نفرين كند و خدا هم او را به هلاكت برساند .
ما گفتيم از حديث غدير استفاده مىشود كه على عليه السّلام خليفه بلافصل پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله است . علماى اهل سنت اظهار مىدارند ، از حديث غدير استفاده نمىشود كه على عليه السّلام خليفهء بلافصل پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله است . و براى اثبات نظريه خود به بيان امور ضعيف و بىپايهاى پرداختهاند .
از جمله : هيچيك از لغوىها نگفتهاند كه كلمهاى كه بر وزن « مفعل » است ، به معناى « افعل » آمده باشد ؛ بنا بر اين « مولا » كه بر وزن « مفعل » است به معناى « اولى » كه « افعل » است ، به كار برده نمىشود . در پاسخ مىگوئيم : گويا آنهايى كه چنين ادعايى مىكنند سخن مفسران شيعه و سنى را از قبيل « كشّاف » ، « جلالين » ، « بيضاوى » ، « ابو السعود » ، « طبرى » ، « تبيان » و ديگران ، نشنيده و نديدهاند . آرى ! خداى تعالى فرموده است * ( مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ ) * ، مفسّران « مولاكم » در اين آيه را به معناى « اولاكم » معنى كردهاند ؛ يعنى جايگاه شما دوزخ است و شما شايستهتر و اوليتر به آتش دوزخايد .
« اخطل » در ثنا گسترى از « عبد الملك بن مروان » گفته است :
فما وجدت فيها قريش لامرها
اعف و اوفى من ابيك و امجدا
و اورى بزنديه و لو كان غيره
غداة اختلاف النّاس الوى و اصلدا
فاصبحت مولاها من النّاس كلَّهم
و احرى قريش ان تهاب و تحمدا
؛ « طائفه قريش براى پيشبرد كار خود ، شخصى را پاكدامنتر و با وفاتر