تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كرده است . نه اينكه بفرمايد هر كس كه من محبوب يا ناصر اويم ، على همچنين است . در تأييد آنچه بيان كرديم ، از گفته « ابو بكر » و « عمر » استفاده مىكنيم و در اين رابطه مىگوئيم : اينان پس از آنكه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدند كه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را به مولويت معرفى كرده است ، گفتند : « امسيت يابن ابى طالب مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » ؛ « اى پسر ابو طالب ! با بيانى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق تو ايراد فرمود ، مولاى همه مردان و زنان مؤمن هستى » « عمر » گفت : « بخّ بخّ لك يابن ابيطالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » ؛ « زهى سعادت ! آفرين بر تو اى پسر ابو طالب ! كه مولاى من و مولاى همه مردان و زنان مؤمن هستى » گفتنى است كه اگر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در رابطهء با على عليه السّلام بيانى نكرده و عملى انجام نداده بود و او را به منصب جديد ، نصب نفرموده بود ، « عمر » و « ابو بكر » با جمله « امسيت » يا « اصبحت مولى كل مؤمن و مؤمنة » و امثال اينها ، به وى تبريك نمىگفتند ؛ زيرا اين گونه تعبيرات در خور منصب جديد است و اگر مراد از مولا ، انتصاب جديد نباشد و معناى محبوب و غيره بدهد ، حضرت على عليه السّلام پيش از اين واقعه ، محبوب كسى بود كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله محبوب او بود و ياور كسى بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ياور او بود . و تمامى اين امور به حدى آشكار است كه نيازى به تذكر و ياد آورى ندارد . چنان كه انكار « حارث بن نعمان فهرى » كه در باب چهل و سوّم عنوان كرديم ، در مقام اعتراض به پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله گفت كه به ما چنين و چنان امر كردى ، همگى را پذيرفتيم . اكنون به آنها اكتفا نكرده بازوى پسر عمويت را گرفته او را بر ما برترى مىدهى ! بارى انكار اين بىشرم ، مؤكَّد آنست كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را فعل و قول مورد توجه قرار داده و او را به عنوان امام پس از خود ، براى مردم معيّن فرموده بود . و همين معنا ، سينهء « حارث بن نعمان » را در تنگنا قرار داد و به شخص پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اعتراض كرد و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هم در پاسخ او فرمود كه اين انتصاب از ناحيهء من نبوده ، بلكه خداى