يا از شرّ امراض بدن آنگاه كه داخل بدن شود و در روح اثر گذارد ، يا از شرّ قبض يا نفس و هواهاى آن در صورتى كه در روح اثر بگذارد .
و
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ
قواى علّامه و عمّاله كه در طريق سالك گره مىزند و با حيلههايش در آن مىدمد تا جايى كه ديگر براى روح حلّ آن و گذر از آن ممكن نمىشود .
چون قوّهى علّامهى شيطانى عمّاله را حمل بر امر باطل مىكند كه هيچ حقيقتى ندارد و قوّهى علّامه با فريب دادنهايش كارى مىكند كه امكان گذر از آن را از انسان مىگيرد و نمىتواند آن را ترك بكند پس به سبب انسانيّت از عالم انسانيّت به آن شبكه و دام مىافتد و در نتيجه به هلاكت مىرسد .
و
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ
يعنى از شرّ نفس و قواى او كه دائما آرزو مىكنند كه نعمت از انسانيّت زائل گردد و به مقام قلب و مقام شهود و بىنيازى ترقّى نكند و آرزو مىكند كه انسانيّت در حجاب و بعد و عذاب همانند خود نفس و قواى آن قرار گيرد .
و اين معنا در صورتى است كه انسانيّت مورد حسد قرار گيرد و در دام نفس و قواى آن بيفتد .