و مناسب آن است كه استعاذه در حال نزول محمّد صلّى اللّه عليه و آله به مقام بشريّت به پروردگار صبح باشد در حالى كه انتظار طلوع صبح و از بين رفتن تاريكى شب بشريّتش را انتظار مىكشد .
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
لفظ « ما » آورد ، نه لفظ « من » به جهت تعميم و لفظ « خلق » را آورده تا اشاره به اين باشد كه آفريدهها و نمادهاى بر من داراى شرّ نيستند و نمودهاى جهان زيريناند كه در زمرهء آفريدههاى شرورند .
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ
لفظ « غاسق » يعنى شب هنگامى كه شفق و ماه غايب شوند و هر هجوم كنندهاى كه بخواهد ضرر برساند ، يعنى ، پناه به خدا مىبرم از شرّ شب آنگاه كه داخل شود ، چون شرّ هر صاحب شرّ غالبا در شب بيشتر از روز ظاهر مىشود ، يا از شرّ هر هجوم كنندهاى كه بخواهد شرّ برساند .
و بعضى گفتهاند : يعنى از شرّ ثريّا آنگاه كه سقوط كند ، چون وقت سقوط ثريّا امراض زياد مىشود .
و بعضى گفتهاند : از شرّ ذكر آنگاه كه بلند شود .
و « غسق » با حركت تاريكى اوّل شب و چيزى از قماش طعام است ، مانند نروان و نحو آن .
و « غسقت عينه » مانند ضرب و سمع يعنى چشمش تار شد يا گريه كرد .
و « غسق الجرح » يعنى از جراحت آب زرد جارى شد .
و « غسق الليل و أغسق » ، يعنى تاريكى شب شدّت گرفت .
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ
از شرّ نفوسى كه بر موى و