نخ گره مىزنند و در آن مىدمند و مردم را با آن جادو مىكنند ، يا مقصود زنانى است كه چنين كارى را انجام مىدهند .
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ
از شرّ كسى كه قوّهى حسد دارد آن هنگام كه حسدش را ظاهر سازد ، چون حسد نهفته نه ضرر به محسود مىزند و نه ضرر به حاسد چنين حسد فقط نقصان در وجود حاسد است .
پس از آنكه استعاذه از شرّ جميع صاحبان شرّ را به طور عموم ذكر كرد اين سه مورد را به خصوص نام برد تا اهتمام به استعاذه از آنها را نشان دهد .
زيرا ضرر اين سه مورد و شرّ آنها مخفى است و دورى از آنها ممكن نيست و لذا بايد پناه به خدا برد تا خداى عالم به خفيّات و قادر بر حفظ از بلاها از شرّ اين سه مورد حفظ نمايد .
روايت شده كه لبيد بن اعصم يهودى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را جادو كرد ، سپس آن را در چاه بنى زريق انداخت ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مريض شد و در حالى كه خوابيده بود دو فرشته آمدند ، يكى بالاى سرش نشست و ديگرى نزد پاهايش و قضيّه را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر دادند و گفتند كه آن جادو در كجاست ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله متوجّه مطلب شد .
على عليه السّلام و زبير و عمّار را فرستاد و آب آن چاه را كشيدند و سپس در ته چاه سنگى بود آن را بيرون آوردند ، كه ناگهان در آنجا شانهى سر و چند دندانه از شانه را يافتند و در آنجا نخى يافتند كه دوازده گره با سوزن در آن زده شده بود .
پس اين دو سوره نازل شد و با هر آيهاى كه مىخواند يك گره